فصل ۱۷۴ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در غلبات عشق عاشق بجائی رسد که خود را در خود گم کند و فریاد برآورد از عجز و اضطرار و گوید مَن ابْتِلائی بِکَ و گاه خود را در معشوق گم کند و گوید لااُحصی ثناءً عَلَیک هر آینه این از بعد رفع حجاب بوده باشد زیرا که قبل از رفع حجاب اگرچه معرفت بدو کامل باشد اما تصور بلاغ در ثنا تواند بود چون حجاب برخیزد داند که آنچه دانست فراخور استعداد او بود و از تناهی متجاوز نشده بود بعجز معترف شود که لااُحْصصی ثَناءً عَلَیکَ:
بنده جائی رسد که محو شود
بعد از آن کار جز خدائی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در عشق، عاشق به مرحلهای میرسد که خود را در معشوق گم کرده و از ناتوانی و اضطراب فریاد میزند. او به این نتیجه میرسد که مفهوم واقعی عشق و ثنا را پس از رفع حجاب درک کرده است. قبل از این مرحله، تنها شناختی سطحی و محدود از معشوق داشت، اما با برداشته شدن حجاب، حقیقتی عمیقتر و فراتر از آنچه میدانست، آشکار میشود. در نهایت، عاشق متوجه میشود که در این حالت، جز خدا هیچ وجودی ندارد و خود را به کلی محو میکند.