فصل ۱۸۲ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پادشاهی عاشقی را گفت خواهی که من باشی گفت خواهم که من نباشم یعنی چون مرا از حریت من دل گرفته است بدان عوائق که تو بدان گرفتاری کی بنده شوم ای برادر عاشق باید که آزاد بود و بغم شاد بود آرزومند و دربند بود لعمری چون آرزومند او بود:
موقوف بجان اگر بمانی مانی
زیرا که چو در عالم جانی جانی
این نکته اگر نیک بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن بحثی درباره عشق و آزادی مطرح شده است. عاشق به پادشاهی میگوید که نمیخواهد بنده او باشد، زیرا عشق او را از حریت و آزادیاش گرفته است. او تاکید میکند که برای عاشق بودن، باید آزاد بود و در عین حال به خوشحالی دل بست، حتی اگر آرزوهایی برآورده نشده باشد. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که اگر به دنبال چیزی باشی، آن چیز به نوعی به سمت تو خواهد آمد.