نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۱۸۹ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بوالعجبآینه‌ایست آینه عشق در وی صورت عاشق و جمال معشوق بنماید بی تعدد و تکثر واین معنی بیذوق فهم نشود و آنچه گفته‌اند که معشوق در خود نگرد عاشق را بیند زیرا که آفت عشق عاشق را نیست کرده است آنچه از او در علم معشوق حاصل است منظور اوست بی توهمی و تعددی و اگر بگویم که آنچه در علم معشوق حاصل است اوست راست بود معلوم و علم و عالم باشند بی تعدد:

یک چیز ای برادر گر عشق رهبر آید

محبوب جان عاشق چون خیر محض باشد

از خیر محض ای دل هرگز بگوشه آید، باز آنچه عاشق در خود نگرد معشوق را بیند هم در حال فناء صفت در هرچه نگرد او را بیند مارَأیْتُ شَیئْاً قَطُّ اِلّا اللّه چون بدو بیند در مرتبۀ بی یَبصُرُ هر آینه او را دیده باشد پس هموش دیدار و هموش دیده بود وَذلِکَ سِرُّ عَزیزٌ لِمَنْ فَهِمَ.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان عمیق عشق و رابطه عاشق و معشوق می‌پردازد. آینه‌ای که عشق است، تصویر عاشق و معشوق را بدون تعدد و تفاوت به نمایش می‌گذارد. مفهوم عشق درک نمی‌شود مگر با عمق فهم. عاشق در جستجوی معشوق، خود را فراموش می‌کند و در حقیقت، آنچه عاشق در علم خود می‌بیند، واقعیت معشوق است که در او تظاهر می‌کند. این عشق باعث می‌شود که عاشق واقعیت را تنها در یک وجود ببیند و در نهایت به یگانگی با معشوق برسد. در این حالت، عاشق و معشوق به نوعی به یکدیگر پیوسته‌اند و این درک عمیق عشق، برای کسی که به آن واقف است، بسیار ارزشمند و عزیز است.