فصل ۱۹۴ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
این همه درد دل و اندوه جان فرزند آدم از اختیار است و در کسب همۀ زحمت راحت او در تقدیر است مَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَیَخْتارُ ماکانَ لَهُمُ الْخِیَرَةَ. در عشق آنکه بختیار است بی اختیار است. عجب یکی را از ابنای ملوک ابایی پدید آمد بر بساط قربت باز یافت یکی او را دید ضعیف و نحیف شده و ذلولی و نحولی بدو راه یافته گفت در مقابلۀ آنچه گذاشتی چه دادند گفت همه دادند چون مراد من از من سلب کردند او مراد من شد و من مرید او پس همه دادند واین خوش رمزیست:
پیوسته ز عشق در کشاکش باشم
وز غایت بیخودی در آتش باشم
از من تو مراد من اگر بستانی
و آنگاه مراد من شوی خوش باشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان درد و رنجهای انسانها ناشی از اختیار و تقدیر میپردازد. نویسنده میگوید که همه این اندوهها از اختیار انسان سرچشمه میگیرد، در حالی که راحتی او در تقدیر الهی نهفته است. در خلق و انتخاب، خداوند اختیار دارد و انسانها نمیتوانند در این زمینه انتخابی داشته باشند. داستانی درباره یکی از افراد مرفه نقل میشود که در اثر عشق دچار ضعف و ذلت شده است. وقتی از او میپرسند که چه چیزی در ازای آنچه از دست داده دریافت کرده، پاسخ میدهد که همه چیز را داده زیرا معشوقش را از دست داده و خود او تبدیل به معشوقش شده است. این بیانگر این است که عشق واقعی انسان را دگرگون میکند و در نهایت، همسرنوشتش میسازد. نویسنده در انتها بر این نکته تأکید میکند که در عشق، باید همیشه در کشاکش بود و گاهی حتی به آتش عشق دچار شد، و اگر معشوق از او بگیرد، او از بودن در کنار معشوق خوشحال خواهد بود.