فصل ۱۹۶ عینالقضات همدانی
جنید را قدس اللّه سره گفتند خواهی که مر حضرت آفریدگار را بینی گفت نه گفت چرا گفت بخواست و نیافت بدین نسبت همه آفت در اختیار منست و من از آفت اختیار پناه بدو سازم چنانکه یکی را دیدند که غرق میشد گفتند خواهی که برآئی و نجات یابی گفت نه گفتند خواهی که غرق شوی گفت نه گفتند پس چه خواهی گفت مراد من در مراد او نرسیده است آن خواهم که او خواهد عشق چون بدین مرتبه رسید کمال گیرد.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، جنید به این سؤال پاسخ میدهد که آیا میخواهد خداوند را ببیند یا نه. او میگوید که نمیخواهد، زیرا معتقد است که همه چیز در اختیار اوست و از آفات و مشکلات به خدا پناه میبرد. وقتی به او میگویند که آیا میخواهد نجات یابد یا غرق شود، او هیچیک را نمیخواهد و در نهایت میگوید که خواستهاش این است که آنچه خدا میخواهد، همان را بخواهد. به این ترتیب، او به مرحلهای از کمال میرسد که عشق و ارادة الهی در آن قرار دارد.