فصل ۳۷ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
اگر محمود ایاز را گفتی برو به خدمت دیگری مشغول شو و از ما فارغ باش لعمری اگر برفتی و فرمان بجای آوردی در رفتن مصیب بودی یا مخطی؟ آن کس که درین مقام فرمانبرداری نماید خام است:
گفتی دگری بین کنم ای بینایی
گر تو دگری چو خویشتن بنمایی
لعمری چون امر وَسارعُوا اِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَةٌ عَرَضُها السَّمواتُ وَالْاَرْضُ. به خلائق رسید زاهدان در مسارعت آمدند و عارفان عاشقصفت بر در سرادق عزت معشوق پای در دامن حسرت آوردند و سر در گریبان حیرت کشیدند و تقاعد نمودند:
بخش 2
گفتی که برو حدیث ما کن کوتاه
ای دوست کجا روم کجا دانم راه ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، فردی به نام محمود به ایاز میگوید که بهتر است به کار دیگری مشغول شود و از آنها فارغ باشد. اگر او به این فرمان عمل کند، در حقیقت به جای خوبی نرفته و در این مقام باید از دستورات پیروی کند. سپس اشاره به این میکند که درون خود بینش و توانایی پیشرفت دارد و اگر کسی به خوبی رفتار کند، میتواند همچون خود او باشد. آنگاه به موضوعی از قرآن اشاره میکند که به سرعت به سوی مغفرت و بهشت روی آورده میشود. در اینجا زاهدان و عرفا به شدت به تواضع و احتیاط میپردازند و در نهایت از دوست میپرسند که از چه راهی بروند و چگونه دهندگان را ملاقات کنند.