فصل ۹۰ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در ابتدا عاشق بگفت و گوی درآید پس در جست و جوی آید پس دل از خود بکلی برگیرد و پروانه وار خواهد که در پیش او میرد یعنی اول ذاکر بود پس طالب شود پس عشق برو غالب شود اینجا ذکر هستی بود و طلب نیستی، درین مقام هستی راه بودو نیستی پیشگاه اما نه آن نیستی که محرومی نام اوست آن نیستی که همه هستیها غلام اوست اما بنسبتی دیگر و این مشهور است که هستی راه است و نیستی منزل چنانکه آن محقق دقیق النظر گفته است:
دیدم اندر مدار کار آنگاه
سرّهستی و نیستی ناگاه
بود ما را یقین که عاشق را
نیستی منزلست و هستی راه
نیست جز نیستی ره عاشق
ناگه هستی بیامد از درگاه
در شهادت به بین کزین معنی
لانخست آمد آنگه الا اللّه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در آغاز، عشق به بگفت و گوی درونی تبدیل میشود و انسان به جستجوی عشق میپردازد. در این مسیر، دل خود را رها میکند و مانند پروانهای به دنبال عشق میگردد. این وضعیت ابتدایی به یادآوری و ذکر هستی مربوط میشود، سپس به طلب نیستی میانجامد. در این مقام، هستی به عنوان راه و نیستی به عنوان مقصد اهمیت دارد، نه به معنای محرومیت، بلکه به معنای اینکه نیستی تمام هستیها را در بر میگیرد. در اینجا، محقق میگوید که عاشق باید توانایی شناخت و درک این مفاهیم را داشته باشد و بداند که در واقعیت، نیستی منزل عاشق است و هستی تنها راهی است برای رسیدن به آن. در نهایت، حقیقتی وجود دارد که در آن عشق بر کل هستی غالب میشود و انسان به درجهای از فهم نائل میگردد که میگوید: "لا اله الا الله."