شمارهٔ ۵۵ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
که از هر شهر و یاری ماند داغی در جگر ما را
اگر چه می رویم از دست شوخی زین دیار اما
همین حالت دهد رو باز در شهر دگر ما را
همان بهتر که یاران با کسی دیگر نپیوندیم
که دوران می کند آخر جدا از یکدگر ما را
نه ما داریم این سرگشتگی از گردش گردون
بتان دارند زینسان کوبکو و در بدر ما را
فغانی اشک ریزان از سر کوی بتان مگذر
که بس بیآبرویی میرسد زین رهگذر ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درد و رنج عشق و جدایی اشاره میکند و بیان میکند که این عشق، او را در سفرها و از هر شهری، داغی بر دلش میگذارد. با وجود بهسختیهایی که از دیاری به دیار دیگر میبرد، این احساسات همچنان همراه او هستند. او بر این باور است که بهتر است دوستانش با کسی دیگر مرتبط نشوند تا از یکدیگر جدا نشوند و عذاب نبرند. شاعر همچنین به بیسرانجامی عشق و دلشکستگی اشاره میکند و از آسیبهایی که از ارتباط با معشوقان میرسد، میگوید. در نهایت، او از غم و رنجی که به واسطه این عشق متحمل میشود، گلایه میکند و بر ناامیدیاش تأکید میکند.