غزلیات — دیوان اشعار بابافغانی
بابافغانی شیرازی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را
- شمارهٔ ۶ — ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها
- شمارهٔ ۲ — ای از لب تو خطبه کلام قدیم را
- شمارهٔ ۱ — ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را
- شمارهٔ ۸ — از عمر بسی نماند ما را
- شمارهٔ ۳ — در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها
- شمارهٔ ۵ — تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را
- شمارهٔ ۷ — ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محرابها
- شمارهٔ ۱۳ — به هر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا
- شمارهٔ ۱۵ — شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا
- شمارهٔ ۹ — زهی حیات ابد از لبت حوالهٔ ما
- شمارهٔ ۱۲ — کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا
- شمارهٔ ۱۰ — شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما
- شمارهٔ ۱۱ — دلگیرم از بزم طرب غمخانهای باید مرا
- شمارهٔ ۱۴ — که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را
- شمارهٔ ۱۶ — در این چمن چه گلی باز شد به منزل ما
- شمارهٔ ۱۹ — وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما
- شمارهٔ ۱۸ — برون خرام و قدم نه رکاب زرین را
- شمارهٔ ۲۳ — به هر سرچشمه کآن آرام جان زد خرگهی آنجا
- شمارهٔ ۲۱ — عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
- شمارهٔ ۲۴ — عرضه مده به دور گل ساغر لالهگون مرا
- شمارهٔ ۱۷ — منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را
- شمارهٔ ۲۲ — نظر بغیر نباشد اسیر بند تو را
- شمارهٔ ۲۰ — ز بس که داشتی ای گل همیشه خوار مرا
- شمارهٔ ۲۷ — صبح است و جلوه داده مستان پیالهها را
- شمارهٔ ۲۶ — چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
- شمارهٔ ۲۸ — آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا
- شمارهٔ ۲۹ — در طاعت و عشرت به قرار است دل ما
- شمارهٔ ۳۱ — بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا
- شمارهٔ ۳۰ — که برفروخت به می چهر آفتاب مرا
- شمارهٔ ۲۵ — نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را
- شمارهٔ ۳۲ — ساقیا بیدار گردان چشم خوابآلوده را
- شمارهٔ ۳۹ — هرگز نظر به کام نیالودهایم ما
- شمارهٔ ۳۶ — گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما
- شمارهٔ ۳۷ — نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را
- شمارهٔ ۴۰ — ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغها
- شمارهٔ ۳۵ — وبال گشت گل باده بر پلاس مرا
- شمارهٔ ۳۸ — دارد زبون به تیغ زبان طعنهگو مرا
- شمارهٔ ۳۴ — بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا
- شمارهٔ ۳۳ — آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را
- شمارهٔ ۴۳ — بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را
- شمارهٔ ۴۴ — خدا را صاف کن با ما دل بیکینهٔ خود را
- شمارهٔ ۴۶ — بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
- شمارهٔ ۴۷ — خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما
- شمارهٔ ۴۱ — چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
- شمارهٔ ۴۲ — مدامت چهره گلگون از شراب لالهگون بادا
- شمارهٔ ۴۵ — آه کهامشب دیدهام خوابی که میسوزد مرا
- شمارهٔ ۴۸ — زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
- شمارهٔ ۵۵ — نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
- شمارهٔ ۴۹ — آزاد تر از بلبل باغست دل ما
- شمارهٔ ۵۶ — دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب
- شمارهٔ ۵۰ — مستانه برون تاختهای توسن کین را
- شمارهٔ ۵۱ — روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
- شمارهٔ ۵۲ — دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را
- شمارهٔ ۵۴ — در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
- شمارهٔ ۵۳ — خیز و چراغ صبح کن، ماه تمام خویش را
- شمارهٔ ۶۳ — بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت
- شمارهٔ ۶۴ — گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت
- شمارهٔ ۵۷ — دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب
- شمارهٔ ۵۸ — من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب
- شمارهٔ ۶۲ — یار را چون هوس صحبت درویشانست
- شمارهٔ ۵۹ — دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب
- شمارهٔ ۶۱ — آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست
- شمارهٔ ۶۰ — منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب
- شمارهٔ ۷۲ — آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
- شمارهٔ ۷۰ — پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست
- شمارهٔ ۶۷ — باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست
- شمارهٔ ۷۱ — غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست
- شمارهٔ ۶۸ — هرگز به ازین پسر نبودست
- شمارهٔ ۶۵ — دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت
- شمارهٔ ۶۹ — گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت
- شمارهٔ ۶۶ — گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست
- شمارهٔ ۷۸ — چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
- شمارهٔ ۸۰ — شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت
- شمارهٔ ۷۷ — طبیبم دید و درمانم ندانست
- شمارهٔ ۷۶ — باران و موج آب و می و روز عشرت است
- شمارهٔ ۷۵ — آبی که بسته اند بدلها دهان تست
- شمارهٔ ۷۳ — خرام سرو تو جان را حیات دمبدمست
- شمارهٔ ۷۴ — قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست
- شمارهٔ ۷۹ — خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
- شمارهٔ ۸۴ — مجنون راه عشقم و دل هادی منست
- شمارهٔ ۸۶ — این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست
- شمارهٔ ۸۷ — آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست
- شمارهٔ ۸۵ — بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
- شمارهٔ ۸۲ — وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت
- شمارهٔ ۸۳ — بادهی صافم خلاص از آب حیوان کردهاست
- شمارهٔ ۸۸ — مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست
- شمارهٔ ۸۱ — تویی مراد دو عالم، خرد همین دانست
- شمارهٔ ۸۹ — گشود چاک گریبان که یاسمین اینست
- شمارهٔ ۹۶ — بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
- شمارهٔ ۹۵ — شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست
- شمارهٔ ۹۱ — بیمار ترا دیده ی نمناک همانست
- شمارهٔ ۹۲ — صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست
- شمارهٔ ۹۰ — از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت
- شمارهٔ ۹۳ — خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست
- شمارهٔ ۹۴ — دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
- شمارهٔ ۹۹ — باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
- شمارهٔ ۱۰۱ — دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
- شمارهٔ ۱۰۰ — دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست
- شمارهٔ ۱۰۲ — شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست
- شمارهٔ ۹۸ — شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
- شمارهٔ ۱۰۴ — پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکیست
- شمارهٔ ۱۰۳ — دوا خواهم ز تو ادراکم اینست
- شمارهٔ ۹۷ — جفای لالهرخان راحت و فراغ من است
- شمارهٔ ۱۰۷ — فروغ حسن تو از آه سوزناک منست
- شمارهٔ ۱۰۶ — رویم شکفته از سخن تلخ مردمست
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است
- شمارهٔ ۱۱۲ — دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
- شمارهٔ ۱۱۱ — تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست
- شمارهٔ ۱۱۰ — ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست
- شمارهٔ ۱۰۸ — آتشکده دلی که درو منزل تو نیست
- شمارهٔ ۱۰۵ — به رویم میشوی خندان و چشمم از تو خونریزست
- شمارهٔ ۱۱۳ — عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست
- شمارهٔ ۱۱۵ — سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست
- شمارهٔ ۱۱۴ — باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
- شمارهٔ ۱۱۹ — نیست بیرون و درونم ذرهای خالی ز دوست
- شمارهٔ ۱۱۶ — آه کان ابروکمان چشم سیاه از ناز بست
- شمارهٔ ۱۱۸ — آمد سحاب و چهرهٔ گلها ز خواب شست
- شمارهٔ ۱۲۰ — ما را ز نوبهار گل روی او بس است
- شمارهٔ ۱۱۷ — ای آنکه همه سوختنت از پی کامست
- شمارهٔ ۱۲۵ — عاشقان را دم گرم و نفس سرد بس است
- شمارهٔ ۱۲۱ — دمی که آن گل خندان به قصد خون منست
- شمارهٔ ۱۲۳ — خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست
- شمارهٔ ۱۲۲ — ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منست
- شمارهٔ ۱۲۷ — چمن ز سایهٔ سروت چو گلشن ارمست
- شمارهٔ ۱۲۸ — در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست
- شمارهٔ ۱۲۴ — ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست
- شمارهٔ ۱۲۶ — عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرّمست
- شمارهٔ ۱۳۴ — آه ازین ناز و دلبری که تراست
- شمارهٔ ۱۳۰ — آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت
- شمارهٔ ۱۳۱ — خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
- شمارهٔ ۱۲۹ — چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
- شمارهٔ ۱۳۳ — غمی دارم ازو سودم همینست
- شمارهٔ ۱۳۲ — بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
- شمارهٔ ۱۳۵ — دوش آه من سر راهش برسم داد بست
- شمارهٔ ۱۳۶ — از گلم گلها شکفت و از مزارم لاله خاست
- شمارهٔ ۱۴۳ — سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست
- شمارهٔ ۱۴۴ — دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
- شمارهٔ ۱۴۲ — هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
- شمارهٔ ۱۴۱ — با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
- شمارهٔ ۱۳۷ — خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
- شمارهٔ ۱۳۹ — اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
- شمارهٔ ۱۴۰ — دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست
- شمارهٔ ۱۳۸ — باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
- شمارهٔ ۱۴۸ — باده در جامت مدام از اشک گلگون منست
- شمارهٔ ۱۴۹ — مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست
- شمارهٔ ۱۴۶ — یار باید که غم یار خورد یار کجاست
- شمارهٔ ۱۴۷ — روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت
- شمارهٔ ۱۴۵ — چشمم نظری در رخ آن دلگسل انداخت
- شمارهٔ ۱۵۱ — من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت
- شمارهٔ ۱۵۰ — بازم چراغ دل بمی ناب روشنست
- شمارهٔ ۱۵۲ — خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست
- شمارهٔ ۱۶۰ — دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد
- شمارهٔ ۱۵۴ — دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست
- شمارهٔ ۱۵۵ — مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
- شمارهٔ ۱۵۹ — مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند
- شمارهٔ ۱۵۸ — مرغ دلم به حلقهٔ مویی نهاده رخ
- شمارهٔ ۱۵۷ — ای از نظارهٔ تو خجل آفتاب صبح
- شمارهٔ ۱۵۳ — در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست
- شمارهٔ ۱۵۶ — دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
- شمارهٔ ۱۶۴ — خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد
- شمارهٔ ۱۶۱ — این باد ز طرف چمن کیست که داند
- شمارهٔ ۱۶۵ — گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار میباید
- شمارهٔ ۱۶۸ — چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود
- شمارهٔ ۱۶۶ — دم به دم در عاشقی دل را زیانی میشود
- شمارهٔ ۱۶۳ — هرگز این دست تهی بند نقابی نکشید
- شمارهٔ ۱۶۲ — آن پریچهره که دیوانه اش اهل نظرند
- شمارهٔ ۱۶۷ — محتسب گر به درِ میکده مانع نشود
- شمارهٔ ۱۷۲ — آنکه بهر دیگران در زلف چین میافگند
- شمارهٔ ۱۷۳ — خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد
- شمارهٔ ۱۷۶ — ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید
- شمارهٔ ۱۷۴ — بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
- شمارهٔ ۱۷۵ — آه آتشناک من بوی دل مجنون دهد
- شمارهٔ ۱۷۰ — آنی که از تو حرف جفا می توان شنید
- شمارهٔ ۱۶۹ — مقیّدان تو از یاد غیر خاموشند
- شمارهٔ ۱۷۱ — فراوشم شود چندان کز او بیداد میآید
- شمارهٔ ۱۷۷ — بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
- شمارهٔ ۱۸۳ — گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد
- شمارهٔ ۱۸۴ — مجاوران سر کوی یار سر بخشند
- شمارهٔ ۱۷۸ — سیمای توام در دل پر نور نگنجد
- شمارهٔ ۱۷۹ — چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند
- شمارهٔ ۱۸۰ — تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود
- شمارهٔ ۱۸۱ — از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
- شمارهٔ ۱۸۲ — تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد
- شمارهٔ ۱۹۲ — امروز اگر می بمن آن لب نرساند
- شمارهٔ ۱۸۸ — از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکرد
- شمارهٔ ۱۸۷ — احبابرا ادای کلام تو می کشد
- شمارهٔ ۱۸۹ — خزان رسید و گلستان به آن جمال نماند
- شمارهٔ ۱۹۱ — روزی فلکم پیش در او نرسانید
- شمارهٔ ۱۸۶ — پیش لبت که مرد که هم از تو جان ندید
- شمارهٔ ۱۸۵ — مدام از کشت امیدم خس و خاشاک میروید
- شمارهٔ ۱۹۰ — دلم ز روز بد خویش ماتمی دارد
- شمارهٔ ۱۹۵ — چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد
- شمارهٔ ۱۹۷ — چه شد که از همه جا بوی درد می آید
- شمارهٔ ۱۹۹ — ماه من از خانه مست شب بهوای که شد
- شمارهٔ ۱۹۸ — صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد
- شمارهٔ ۱۹۳ — نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
- شمارهٔ ۱۹۶ — بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند
- شمارهٔ ۲۰۰ — ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
- شمارهٔ ۱۹۴ — رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه میجوید
- شمارهٔ ۲۰۱ — رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد
- شمارهٔ ۲۰۲ — نوبهار آمد که بوی گل جهان را خوش کند
- شمارهٔ ۲۰۳ — دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید
- شمارهٔ ۲۰۴ — بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
- شمارهٔ ۲۰۸ — خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد
- شمارهٔ ۲۰۵ — ز بیرحمی چو آن گلپیرهن دور از بر من شد
- شمارهٔ ۲۰۶ — شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید
- شمارهٔ ۲۰۷ — بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد
- شمارهٔ ۲۱۵ — نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
- شمارهٔ ۲۱۶ — عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند
- شمارهٔ ۲۱۳ — جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجد
- شمارهٔ ۲۱۰ — به مجلسی که تویی می دگر نمیگنجد
- شمارهٔ ۲۰۹ — حسن تو بچشم ما نگنجد
- شمارهٔ ۲۱۴ — با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
- شمارهٔ ۲۱۲ — آن رهروان که رو به در دل نهاده اند
- شمارهٔ ۲۱۱ — آمد بهار و دل بمی و جام تازه شد
- شمارهٔ ۲۲۱ — ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد
- شمارهٔ ۲۲۰ — آنان که به اخلاص کلام تو نویسند
- شمارهٔ ۲۲۲ — کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟
- شمارهٔ ۲۲۴ — سحر فغان من آن مَه ز طَرْف بام شنید
- شمارهٔ ۲۱۸ — منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
- شمارهٔ ۲۲۳ — گلرخان بر سر خاکم چمنی ساختهاند
- شمارهٔ ۲۱۷ — دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
- شمارهٔ ۲۱۹ — ستمگران غم اهل نظر نمی دانند
- شمارهٔ ۲۳۰ — ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد
- شمارهٔ ۲۲۵ — سرشک لعل من حاصل گل آزار میآرد
- شمارهٔ ۲۳۱ — صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد
- شمارهٔ ۲۲۶ — کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید
- شمارهٔ ۲۲۸ — دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
- شمارهٔ ۲۲۹ — به این جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود
- شمارهٔ ۲۲۷ — تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد
- شمارهٔ ۲۳۲ — هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز میآید
- شمارهٔ ۲۳۳ — افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد
- شمارهٔ ۲۳۴ — روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختند
- شمارهٔ ۲۳۸ — معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد
- شمارهٔ ۲۳۶ — گلرخان از نفس ما اثری یافته اند
- شمارهٔ ۲۳۷ — خوبی بالتفات وفا کم نمی شود
- شمارهٔ ۲۴۰ — چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد
- شمارهٔ ۲۳۹ — دود برآمد ز دلم چون سپند
- شمارهٔ ۲۳۵ — بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید
- شمارهٔ ۲۴۲ — غباری کان گل از دامن به وقت رفتن افشاند
- شمارهٔ ۲۴۶ — گل آمد و بی یار نشستن که تواند
- شمارهٔ ۲۴۳ — از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود
- شمارهٔ ۲۴۸ — بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
- شمارهٔ ۲۴۱ — میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
- شمارهٔ ۲۴۴ — می خورده خنده بر من ناشاد می کند
- شمارهٔ ۲۴۵ — معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
- شمارهٔ ۲۴۷ — بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود
- شمارهٔ ۲۵۲ — چکند دل که بدوران غمت خون نخورد
- شمارهٔ ۲۵۱ — دل سوزان من از نکهت نوروز نگشاید
- شمارهٔ ۲۵۳ — در تن سوخته چندان که نفس میگنجد
- شمارهٔ ۲۵۰ — عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد
- شمارهٔ ۲۵۴ — چون از می صبوحی رنگ رخش برآید
- شمارهٔ ۲۵۵ — دمی که بوی گل از باد نوبهار آید
- شمارهٔ ۲۵۶ — سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
- شمارهٔ ۲۴۹ — لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد
- شمارهٔ ۲۵۹ — جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد
- شمارهٔ ۲۶۱ — کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد
- شمارهٔ ۲۶۲ — چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
- شمارهٔ ۲۵۷ — هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد
- شمارهٔ ۲۶۰ — از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد
- شمارهٔ ۲۶۳ — آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
- شمارهٔ ۲۶۴ — دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد
- شمارهٔ ۲۵۸ — ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارند
- شمارهٔ ۲۶۵ — چو رو از جانب صید آن شکارانداز میتابد
- شمارهٔ ۲۶۶ — هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد
- شمارهٔ ۲۶۷ — مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد
- شمارهٔ ۲۷۰ — سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد
- شمارهٔ ۲۷۱ — دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود
- شمارهٔ ۲۷۲ — تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
- شمارهٔ ۲۶۸ — مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
- شمارهٔ ۲۶۹ — زبان به وصف جمال تو برنمیآید
- شمارهٔ ۲۷۶ — بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید
- شمارهٔ ۲۷۹ — چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند
- شمارهٔ ۲۷۸ — گر میروم نزدیک او شوق وصالم میکشد
- شمارهٔ ۲۷۵ — خوش آن شبها که سر بر آستان دلستانم بود
- شمارهٔ ۲۷۳ — هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد
- شمارهٔ ۲۷۷ — یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود
- شمارهٔ ۲۷۴ — ماه من از جامه خواب مهر سر بر میکند
- شمارهٔ ۲۸۰ — گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد
- شمارهٔ ۲۸۱ — درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود
- شمارهٔ ۲۸۵ — نسوزیم که گل این چراغ می ماند
- شمارهٔ ۲۸۳ — از کعبه عزم دیر برون از طریق بود
- شمارهٔ ۲۸۷ — خطش چو بنام من از خامه برون آید
- شمارهٔ ۲۸۸ — شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد
- شمارهٔ ۲۸۶ — امروز صفای دلم از سیمتنی بود
- شمارهٔ ۲۸۲ — دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد
- شمارهٔ ۲۸۴ — ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد
- شمارهٔ ۲۹۴ — تا چند بافسون جهان بند توان بود
- شمارهٔ ۲۹۰ — آن گل از طرف کشت میآید
- شمارهٔ ۲۹۵ — وقتست ای حریف که می در سبو کنند
- شمارهٔ ۲۹۳ — تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
- شمارهٔ ۲۹۱ — در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد
- شمارهٔ ۲۹۲ — دلم که همره آن مه چو ابر چست شود
- شمارهٔ ۲۹۶ — خنجر کشید و عربده با اهل حال کرد
- شمارهٔ ۲۸۹ — ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند
- شمارهٔ ۳۰۴ — گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
- شمارهٔ ۲۹۹ — التفات چشم آن مشکینغزالم میکشد
- شمارهٔ ۳۰۳ — نوروز علم برزد و گل در چمن آمد
- شمارهٔ ۳۰۲ — طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد
- شمارهٔ ۳۰۰ — گه به لطفم مینوازد گه به نازم میکشد
- شمارهٔ ۲۹۸ — خوبان خراب نرگس مستانهٔ تواَند
- شمارهٔ ۳۰۱ — هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد
- شمارهٔ ۲۹۷ — تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند
- شمارهٔ ۳۰۹ — ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر
- شمارهٔ ۳۱۲ — از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر
- شمارهٔ ۳۰۵ — چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
- شمارهٔ ۳۱۱ — ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر
- شمارهٔ ۳۰۸ — عید است و هرسو جلوهگر شوخ دلارای دگر
- شمارهٔ ۳۱۰ — ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر
- شمارهٔ ۳۰۶ — هر دل که گرم از آتش پنهان من شود
- شمارهٔ ۳۰۷ — مه خورشدروی من دمی یک جا نمیگنجد
- شمارهٔ ۳۲۰ — دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر
- شمارهٔ ۳۱۹ — شکر خدا که با من بیدل نشست یار
- شمارهٔ ۳۱۳ — خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر
- شمارهٔ ۳۱۴ — باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر
- شمارهٔ ۳۱۵ — کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار
- شمارهٔ ۳۱۶ — ما شستهایم ز آینهٔ دیده گرد غیر
- شمارهٔ ۳۱۷ — چون بمیخانه رسیدی سخن دور گذار
- شمارهٔ ۳۱۸ — شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر
- شمارهٔ ۳۲۸ — این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
- شمارهٔ ۳۲۷ — چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز
- شمارهٔ ۳۲۲ — هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز
- شمارهٔ ۳۲۵ — رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
- شمارهٔ ۳۲۶ — ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز
- شمارهٔ ۳۲۱ — خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز
- شمارهٔ ۳۲۴ — مست آمدی کرشمهکنان در قبای ناز
- شمارهٔ ۳۲۳ — خورشید من امروز به شکل دگری باز
- شمارهٔ ۳۳۰ — از جان من حکایت جانان من بپرس
- شمارهٔ ۳۳۲ — آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
- شمارهٔ ۳۳۱ — زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
- شمارهٔ ۳۲۹ — دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس
- شمارهٔ ۳۳۶ — رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش
- شمارهٔ ۳۳۴ — آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
- شمارهٔ ۳۳۳ — هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
- شمارهٔ ۳۳۵ — به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش
- شمارهٔ ۳۳۸ — برغم من بحریفان می شبانه مکش
- شمارهٔ ۳۳۷ — افزون ز صد قیامت در دل زیار آتش
- شمارهٔ ۳۴۱ — یا مرا کامی ده از لعل شرابآلود خویش
- شمارهٔ ۳۴۲ — که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
- شمارهٔ ۳۴۴ — از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
- شمارهٔ ۳۳۹ — به غایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش
- شمارهٔ ۳۴۰ — کو مطربی که مست شوم از ترانه اش
- شمارهٔ ۳۴۳ — فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش
- شمارهٔ ۳۴۵ — میرسد عشق و دل افسرده میآرد به جوش
- شمارهٔ ۳۵۱ — سراسر شیوهٔ نازست سرو ناز پروردش
- شمارهٔ ۳۵۲ — چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش
- شمارهٔ ۳۴۶ — چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش
- شمارهٔ ۳۴۹ — تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش
- شمارهٔ ۳۴۷ — من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
- شمارهٔ ۳۴۸ — گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
- شمارهٔ ۳۵۰ — فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
- شمارهٔ ۳۵۸ — عاشقانرا نه گل و باغ و بهارست غرض
- شمارهٔ ۳۵۶ — ایدل بتلخی شب هجران صبور باش
- شمارهٔ ۳۵۳ — نتوانم که بینم از دورش
- شمارهٔ ۳۵۷ — مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص
- شمارهٔ ۳۵۴ — با کسان در صلح و با خود دایما در جنگ باش
- شمارهٔ ۳۵۹ — گر من ز شوق یار فرستم بیار خط
- شمارهٔ ۳۶۰ — ترک یاری کردی از وصل تو یاران را چه حظ
- شمارهٔ ۳۵۵ — دل از عیش جهان کندیم و ذوق بادهٔ نابش
- شمارهٔ ۳۶۸ — یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک
- شمارهٔ ۳۶۴ — مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ
- شمارهٔ ۳۶۵ — ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف
- شمارهٔ ۳۶۷ — جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق
- شمارهٔ ۳۶۶ — خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق
- شمارهٔ ۳۶۱ — امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع
- شمارهٔ ۳۶۲ — تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع
- شمارهٔ ۳۶۳ — میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع
- شمارهٔ ۳۷۰ — دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
- شمارهٔ ۳۷۱ — محروم باد چشم من از گلشن وصال
- شمارهٔ ۳۷۲ — سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال
- شمارهٔ ۳۷۴ — خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
- شمارهٔ ۳۷۳ — ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال
- شمارهٔ ۳۷۵ — دلم صد پاره و نقش تو در هر پارهای دارم
- شمارهٔ ۳۶۹ — تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک
- شمارهٔ ۳۷۶ — عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم
- شمارهٔ ۳۸۰ — شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم
- شمارهٔ ۳۸۲ — از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم
- شمارهٔ ۳۸۱ — ز رشک همدمانش بس که جوشد هر نفس خونم
- شمارهٔ ۳۸۳ — خوش آن حالت که در روی گلی نظاره میکردم
- شمارهٔ ۳۷۷ — پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم
- شمارهٔ ۳۷۹ — زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
- شمارهٔ ۳۸۴ — همه شب دارم از دل بادهٔ نابی که من دانم
- شمارهٔ ۳۷۸ — چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم
- شمارهٔ ۳۹۰ — مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم
- شمارهٔ ۳۹۲ — شب آمد هرکسی را روی در کاشانهای یابم
- شمارهٔ ۳۹۱ — هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم
- شمارهٔ ۳۸۶ — دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم
- شمارهٔ ۳۸۵ — ز غم جان میدهم چون دلربای خود نمیبینم
- شمارهٔ ۳۸۷ — بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام
- شمارهٔ ۳۸۹ — دل گشت خون و داد بگریه سرای چشم
- شمارهٔ ۳۸۸ — به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم
- شمارهٔ ۴۰۰ — سحر ز میکده گریان و دردناک شدم
- شمارهٔ ۳۹۴ — ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم
- شمارهٔ ۳۹۳ — ببزمت گر بپهلوی رقیبان جا نمی کردم
- شمارهٔ ۳۹۷ — بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام
- شمارهٔ ۳۹۶ — هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم
- شمارهٔ ۳۹۸ — تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم
- شمارهٔ ۳۹۵ — من آشفته هم در خواب مستی کاش میمردم
- شمارهٔ ۳۹۹ — قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم
- شمارهٔ ۴۰۸ — دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام
- شمارهٔ ۴۰۶ — لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم
- شمارهٔ ۴۰۴ — ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
- شمارهٔ ۴۰۱ — رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم
- شمارهٔ ۴۰۳ — ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
- شمارهٔ ۴۰۵ — رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم
- شمارهٔ ۴۰۷ — چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم
- شمارهٔ ۴۰۲ — مست گشتم سر ز قید هوشیاران میبرم
- شمارهٔ ۴۱۲ — شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم
- شمارهٔ ۴۱۱ — امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
- شمارهٔ ۴۱۳ — متاب آن رخ ز من یک دم که در کوی تو میآیم
- شمارهٔ ۴۱۶ — اسیر لطف و گرفتار خشم و ناز توام
- شمارهٔ ۴۰۹ — ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
- شمارهٔ ۴۱۵ — مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
- شمارهٔ ۴۱۴ — چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام
- شمارهٔ ۴۱۰ — خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
- شمارهٔ ۴۲۳ — ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم
- شمارهٔ ۴۲۴ — شب آه و ناله از دل غمناک می زدم
- شمارهٔ ۴۱۷ — جدا زان ماهر و امشب به دل دردی عجب دارم
- شمارهٔ ۴۱۹ — آه کز هجر تو شبها باده خون دانستهام
- شمارهٔ ۴۲۱ — رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم
- شمارهٔ ۴۲۲ — بیا که پیش تو ای سرو گلعذار بمیرم
- شمارهٔ ۴۱۸ — گرچه طور رندی و بدنامی از حد میبرم
- شمارهٔ ۴۲۰ — ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم
- شمارهٔ ۴۲۷ — جدا از آن شاخ گل صد داغ حسرت زین چمن بردم
- شمارهٔ ۴۲۹ — روز نوروزست و دل درد تو دارد سوز هم
- شمارهٔ ۴۳۲ — مدام از آتشی آشفته حالم
- شمارهٔ ۴۲۶ — ز شوق آنکه خواند نامهام را آنچنان شادم
- شمارهٔ ۴۳۱ — کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم
- شمارهٔ ۴۲۵ — هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم
- شمارهٔ ۴۲۸ — غمت خوردم که روزی با تو چون گل همنفس باشم
- شمارهٔ ۴۳۰ — هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم
- شمارهٔ ۴۳۹ — شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
- شمارهٔ ۴۳۷ — ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم
- شمارهٔ ۴۳۶ — کجاست دل که به شبهای تار گشت کنم
- شمارهٔ ۴۳۵ — بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
- شمارهٔ ۴۳۸ — ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
- شمارهٔ ۴۴۰ — دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم
- شمارهٔ ۴۳۳ — ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم
- شمارهٔ ۴۳۴ — ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم
- شمارهٔ ۴۴۲ — ترا گزیده برای گزند خویشتنم
- شمارهٔ ۴۴۵ — امیدم این نبود کزین در خجل روم
- شمارهٔ ۴۴۴ — منم دل پریشان چه در طرب گشایم
- شمارهٔ ۴۴۶ — چنین تا کی به حسرت سوی آن گلپیرهن بینم
- شمارهٔ ۴۴۸ — نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم
- شمارهٔ ۴۴۷ — کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم
- شمارهٔ ۴۴۱ — تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم
- شمارهٔ ۴۴۳ — چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم
- شمارهٔ ۴۵۲ — ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمییابم
- شمارهٔ ۴۵۱ — هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنوم
- شمارهٔ ۴۵۰ — به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم
- شمارهٔ ۴۵۵ — همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن
- شمارهٔ ۴۵۴ — جمال و جاه داری هرچه خواهی میتوان کردن
- شمارهٔ ۴۵۶ — هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون
- شمارهٔ ۴۵۳ — چه باشد عاشقی خود را به غمها مبتلا کردن
- شمارهٔ ۴۴۹ — خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم
- شمارهٔ ۴۵۹ — می آفتست و در نظرم پر فنی چنین
- شمارهٔ ۴۶۱ — ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکن
- شمارهٔ ۴۶۲ — تا کی شود نقاب رخ گل لباس من
- شمارهٔ ۴۶۴ — شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
- شمارهٔ ۴۶۳ — رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن
- شمارهٔ ۴۵۸ — مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من
- شمارهٔ ۴۶۰ — ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکن
- شمارهٔ ۴۵۷ — به سوی درد از گلشن افلاک میآید برون
- شمارهٔ ۴۶۸ — لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن
- شمارهٔ ۴۶۷ — روز از روز زبونتر کندم گردون بین
- شمارهٔ ۴۷۱ — ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
- شمارهٔ ۴۷۲ — بته رسید قدح ساقیا شراب رسان
- شمارهٔ ۴۶۵ — بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
- شمارهٔ ۴۶۶ — منم و دو چشم روشن به رخ تو باز کردن
- شمارهٔ ۴۷۰ — مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
- شمارهٔ ۴۶۹ — شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
- شمارهٔ ۴۷۳ — شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
- شمارهٔ ۴۷۵ — گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
- شمارهٔ ۴۷۶ — اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون
- شمارهٔ ۴۷۸ — ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان
- شمارهٔ ۴۷۴ — ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
- شمارهٔ ۴۸۰ — مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن
- شمارهٔ ۴۷۹ — بهارست ای سرشک دیدهٔ من رو به صحرا کن
- شمارهٔ ۴۷۷ — نخل تو سرکش و دل خود کام من همان
- شمارهٔ ۴۸۶ — دارم دلی هوای بسی خوب رو درو
- شمارهٔ ۴۸۷ — ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو
- شمارهٔ ۴۸۴ — چشم من از نظارهٔ آن زلف مشکبو
- شمارهٔ ۴۸۱ — فصل خزان گذشت و رخ زرد من همان
- شمارهٔ ۴۸۲ — بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان
- شمارهٔ ۴۸۸ — عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
- شمارهٔ ۴۸۳ — تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن
- شمارهٔ ۴۸۵ — ای ز سحر غمزه پنهان فتنه در ابروی تو
- شمارهٔ ۴۹۵ — داری برقیبان سریاری عجب از تو
- شمارهٔ ۴۹۲ — زهی شمع فلک در خرگه از تو
- شمارهٔ ۴۹۴ — هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو
- شمارهٔ ۴۹۳ — بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو
- شمارهٔ ۴۹۶ — هرگز بکسی باز نشد چشم و لب تو
- شمارهٔ ۴۹۰ — خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او
- شمارهٔ ۴۹۱ — فارغم از باغ و ناز سوسن آزاد او
- شمارهٔ ۴۸۹ — چشم گریانم که میگردد ز شوقت خون در او
- شمارهٔ ۴۹۷ — نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
- شمارهٔ ۴۹۹ — نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو
- شمارهٔ ۵۰۰ — ای باد صبح از پی آن نور دیده رو
- شمارهٔ ۵۰۳ — چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته
- شمارهٔ ۵۰۲ — خال بنفشه گون به رخ آتشین منه
- شمارهٔ ۵۰۱ — لیلی اگر سنگ جفا بر کاسهٔ غافل زده
- شمارهٔ ۵۰۴ — نخل قدت که از چمن جان برآمده
- شمارهٔ ۴۹۸ — منت که باز شد گرهی از جبین تو
- شمارهٔ ۵۰۷ — خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده
- شمارهٔ ۵۰۸ — رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته
- شمارهٔ ۵۰۹ — عمریست کز سر ما میل مراد رفته
- شمارهٔ ۵۱۰ — نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره
- شمارهٔ ۵۱۲ — ای دل متاع جان به خرابات برده به
- شمارهٔ ۵۰۶ — باز آن مه در سمند ناز در جولان شده
- شمارهٔ ۵۱۱ — جان شهید عشق بجانان سپرده به
- شمارهٔ ۵۰۵ — ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده
- شمارهٔ ۵۱۴ — بر صید زخم خورده دویدن چه فایده
- شمارهٔ ۵۱۶ — یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده
- شمارهٔ ۵۱۸ — این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
- شمارهٔ ۵۲۰ — کاکل به تاب رفته ز دام که جستهای
- شمارهٔ ۵۱۵ — بازم ز جفایی دل افگار شکسته
- شمارهٔ ۵۱۳ — از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به
- شمارهٔ ۵۱۹ — منمای سوار گردی به عنان تو روانه
- شمارهٔ ۵۱۷ — زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
- شمارهٔ ۵۲۱ — گاهی عتاب و گاه ترحم نمودهای
- شمارهٔ ۵۲۲ — باز ای فلک نتیجهٔ انجم نمودهای
- شمارهٔ ۵۲۴ — من کیستم شکستهدل هیچکارهای
- شمارهٔ ۵۲۷ — صوفی ز کعبه رو به خرابات کردهای
- شمارهٔ ۵۲۶ — به چشم من ز دگر روزها فزون شدهای
- شمارهٔ ۵۲۳ — خلقی به حسن خویش گرفتار دیدهای
- شمارهٔ ۵۲۵ — ساقی چه سر گران به من زار گشتهای
- شمارهٔ ۵۲۸ — ای برده دل از دلبران حسنت ز روی دلبری
- شمارهٔ ۵۲۹ — چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
- شمارهٔ ۵۳۳ — تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
- شمارهٔ ۵۳۴ — تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی
- شمارهٔ ۵۳۰ — ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
- شمارهٔ ۵۳۱ — گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی
- شمارهٔ ۵۳۲ — ای شمع جمالت اثر نور الهی
- شمارهٔ ۵۳۶ — ای حدیثت شکر ناب چه شیرینسخنی
- شمارهٔ ۵۳۵ — هرسوی جلوهای گل خندان چه میکنی
- شمارهٔ ۵۳۹ — گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی
- شمارهٔ ۵۴۲ — دلا زین آستان درد دل خود بردنم اولی
- شمارهٔ ۵۳۸ — نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی
- شمارهٔ ۵۴۳ — تویی که هیچ گرفتی گل و شراب کسی
- شمارهٔ ۵۴۴ — تا نباشد دولتی روی تو چون بیند کسی
- شمارهٔ ۵۳۷ — دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی
- شمارهٔ ۵۴۰ — شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی
- شمارهٔ ۵۴۱ — نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی
- شمارهٔ ۵۵۲ — چه شد کز صحبت یاران چنین رنجیده میآیی
- شمارهٔ ۵۴۵ — نام دل بردی و جان ناتوانم سوختی
- شمارهٔ ۵۴۷ — دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی
- شمارهٔ ۵۴۹ — ای رقیب آندم که بر کف تیغ بیدادش دهی
- شمارهٔ ۵۴۸ — چنان شد گریهٔ من در فراق لالهرخساری
- شمارهٔ ۵۵۱ — بتو حال خود چه گویم که تو خود شنیده باشی
- شمارهٔ ۵۵۰ — از او قاصد بخشم آمد به من یارست پنداری
- شمارهٔ ۵۴۶ — شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا میآمدی
- شمارهٔ ۵۵۵ — سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادی
- شمارهٔ ۵۵۴ — بنشین و از میان کمر فتنه را گشای
- شمارهٔ ۵۵۶ — چه سان گویم که شب سرخوش کجا ای ماه میرفتی
- شمارهٔ ۵۵۷ — گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی
- شمارهٔ ۵۵۹ — چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ میریزی؟
- شمارهٔ ۵۵۸ — ای به کرشمه هر زمان گلبن باغ دیگری
- شمارهٔ ۵۶۰ — می خواه اضطراب برای چه می کنی
- شمارهٔ ۵۵۳ — یاد داری که دلم را بجفا خون کردی
- شمارهٔ ۵۶۴ — هر گه فسانه من مجنون هوس کنی
- شمارهٔ ۵۶۳ — تا کی نشان خویش بظلمت فرو بری
- شمارهٔ ۵۶۲ — از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی
- شمارهٔ ۵۶۵ — دلا بی نقد جان راه سر کویش نپیمایی
- شمارهٔ ۵۶۱ — ای صبا منع گرفتاری بلبل میکنی
- شمارهٔ ۵۶۶ — نشستی با شراب و رود تا در خونم افگندی
- شمارهٔ ۵۶۷ — بس تازه و تری چمن آرای کیستی
- شمارهٔ ۵۶۸ — گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی
- شمارهٔ ۵۷۳ — بگشای پرده از گل رخسار اندکی
- شمارهٔ ۵۷۴ — تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی
- شمارهٔ ۵۶۹ — هر نفس نالد گرفتاری به عشق نوگلی