نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ فلکی شروانی

فلکی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

جانان نکند هرگز، هرگز نکند جانان

شادان دل ما یکدم، یکدم دل ما شادان

هجرش چو کشد ما را، ما را چو کشد هجرش

صد جان بدهد وصلش، وصلش بدهد صد جان

دردم چو بود از پی، از پی چو بود دردم

درمان هم از او خواهم، خواهم هم از او درمان

زرین شد ازو بستان، بستان شد ازو زرین

زینسان نبود یاری، یاری نبود زینسان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی اشاره دارند. شاعر از جانان (عشق) می‌خواهد که هرگز او را تنها نگذارد و در دلش شادی بیاورد. اشاره به هجران و دردهای ناشی از دوری از معشوق دارد و می‌گوید که دردی که در پی جدایی احساس می‌کند، تنها با وصال جانان درمان می‌شود. همچنین به زیبایی و ارزش وجود جانان در زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که این‌گونه یاری و دوستی وجود ندارد.