نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ فلکی شروانی

فلکی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

آن عارض چون دو هفته ماهش بین

و آن طره گوشه کلاهش بین

رویش به پناه زلف ار دیدی

جان و دل خلق در پناهش بین

در زیر رخ چو آفتاب او

آن غبغب چون دو هفته ماهش بین

از نور و ضیاء عارض خوبش

رخشان چو ستاره خاک راهش بین

از بهر سپید کردن روزم

خال و خط و نرگس سیاهش بین

از مشک بمه برش رسن یابی

از سیم در آفتاب چاهش بین

لبهاش چو مهره سلیمان دان

گرد دو رخ از پری سپاهش بین

در حسن و جمال پایهایش دان

در غنج و دلال دستهاهش بین

گر ماه ندیده که می نوشد

در بزم شراب پادشاهش بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق پرداخته است. شاعر به چشم و مو و چهره او اشاره می‌کند و او را به آفتاب و ستاره‌ها تشبیه می‌کند. زیبایی معشوق به قدری شگفت‌انگیز است که تمامی دل‌ها را در پناه خود می‌برد. همچنین اشاره‌ای به خوشی و لذت‌های زندگی دارد و از دل‌ربایی و جذابیت او در جمع‌های شاد می‌گوید. شاعر با زبانی پرشور و عاشقانه به ستایش معشوق پرداخته و قدرت عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد.