شمارهٔ ۹ - قطعه فلکی شروانی
فلکی شروانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
شاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی
بنیاد شهنشاهی محکم تو درافکندی
هر جا که تو کوشیدی، خصمان قوی دیدی
بیخ همه ببریدی تخم همه برکندی
بس دشمن پر دستان، کز تیغ تو شد بیجان
بس لشگر بی پایان، کز هم تو پراکندی
نصرت ز تو پیدا شد، ملک از تو مهیا شد
الحق به تو زیبا شد، شاهی و خداوندی
اصل تو بدایع را، چون چرخ طبایع را
اجرام و طلایع را، شاهی تو نه فرزندی
رنج آید و مسکینی، کاری که تو نگزینی
کفر آرد و بی دینی، چیزی که تو نپسندی
چون طبع تو را آخر، در طبع نشد ظاهر
زین رتبت و این خاطر شد حاصل خرسندی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عظمت و توانمندی یک شاه سخن میگوید که به عنوان برترین حاکم، دیگر پادشاهان را نیز تحتتأثیر قرار داده است. شاعر به تواناییهای او در شکست دادن دشمنان و قدرتمند ساختن کشور اشاره میکند و او را به عنوان منبع زیبایی و قدرت در شاهی و خداوندی توصیف میکند. همچنین بر تداوم رنج و مشکلاتی که او انتخاب میکند، تأکید دارد و در نهایت به رضایتمندی او از مقام و ویژگیهایش میپردازد.