شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج
پی عمارت آن غیر باده نیست علاج
جنون و عشق بتان باعثم به رسوائیست
کجاست می که مهیا شدهست مایحتاج
به کوی عشق میان گدا و شه فرق است
که پیش یار خود آن یک سر افکند این تاج
عوض به جام می لعل چیست ملک دلم
چه جوهر است که هستش بها به ملک خراج
بیا به میکده زاهد که می معالج شد
ترا به خبط دماغ و مرا به ضعف مزاج
چو فانی آمده محتاج و تو به حسن غنی
زکات را به سپارش نباشدش محتاج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق، غم و جستجوی معنی در زندگی اشاره دارد. شاعر از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که در مسیر عشق، تفاوتهایی میان گدا و شاه وجود دارد. او همچنین از می و باده به عنوان شیوهای برای مداوای دردها و مشکلات زندگی یاد میکند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که در این دنیا، انسانها به نوعی در جستجوی غنا و زیبایی حقیقی هستند و گاهی اوقات نیاز به کمک یکدیگر دارند.