نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سر وحدت که درو خلوتیان حیرانند

گر ز رندان خرابات بپرسی دانند

دفتر و خرقه ما وجه خماری نه بس است

گرچه بر هر طرف میکده می گردانند

با همه بیخبری درد کشان می عشق

راز گردون ز خط دور قدح میخوانند

بلعجب مغبچگانند که در دیر مغان

نقد هر دین ز پی جرعه می نستانند

عاجزند اهل نظر آنکه به جور از رخ یار

چشم گویند که پوشیم ولی نتوانند

طلب گنج سعادت ز دل آنها کن

که درین دشت ز سیلاب فنا ویرانند

در دلت عشق وز عقلست حدیثت فانی

نیست مانند تو دیوانه عاقل مانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجو و شناخت حقیقت و عشق الهی صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که در دنیای پراز تردید و حیرت، کسانی که در میکده‌ها به دنبال حقیقت هستند، درک عمیق‌تری از عشق دارند. او انتقاد می‌کند از کسانی که می‌خواهند با ظاهر‌سازی و به درست‌اندیشی به حقیقت نزدیک شوند، اما نمی‌توانند. شاعر در نهایت بیان می‌کند که عشق و عقل هر دو در دل انسان جای دارند و هیچ‌کس مانند او دیوانه و عاقل نیست.