شمارهٔ ۱۲۵ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشید
باده خوش باشد ز جام خسروانی در کشید
کو کله کج نه به مستی هر که در وقت صبوح
لالهسان در جام یاقونی می احمر کشید
زیبدش در باغ رعنایی نمودن هرگه او
چون گل رعنا می گلگون ز جام زر کشید
تا بهار دیگرش بس هر که یک صبح بهار
جام گلرنگ از کف ساقی نسرین بر کشید
در شبستان فلک افتاده همچون سایه باش
زانکه ترک سر کند چون شمع آنکاو سر کشید
سر فرو نارد که نوشد آب خضر از جام جم
درد نوشی کز سفال میکده ساغر کشید
سر بزیر سنگ خست آن کاو مرصع کرد تاج
یا ز بهر سرفرازی منت افسر کشید
دست در دامان پیر دیر نتوانم رساند
زانکه ذیل رفعت از نه چرخ بالاتر کشید
شد سوی دیر مغان فانی ز کنج خانقه
رخت ازین عالم بسوی عالم دیگر کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذتهایی است که در زندگی میتوان تجربه کرد و بازتاب زیباییهای بهار و محبت را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون جام خسروانی و گلهای رنگارنگ، به وصف لحظات خوش میپردازد و تأکید میکند که همه چیز زودگذر است. همچنین اشاره میکند که فرد باید از روشنایی و زیباییهای این دنیا بهرهبرداری کند، زیرا زندگی مانند بادهای است که باید در آن غوطهور شد. در پایان، شاعر به انتقال از دنیای مادی به دنیای معنوی و روحانی میپردازد.