شمارهٔ ۱۴۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از رخت عکس مگر در می گلفام افتاد
یا گل از گوشه دستار تو در جام افتاد
چون گل خشک بود بسته به گلدسته تر
شکل داغ تو که بر جسم گلاندام افتاد
گر نه آن مغبچه از دیر برون آمد مست
چیست این آفت و یغما که در اسلام افتاد
فرقها هست به رسوایی عشق ای زاهد
کز تو نام نکو افتاد و ز ما نام افتاد
سر فتنه است در ایام تو خوبان را لیک
چشم فتان تو سرفتنه ایام افتاد
پردهدار است شب و پردهدری شیوهٔ روز
زین سبب عیش نهانی طرف شام افتاد
دل فانی ز گل روی تو شد بسته به زلف
مرغی از گلشن قدس آمد و در دام افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و جذابیتهای انسانی است و احساسات عمیق شاعر را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی و لطافت گلها اشاره میکند و میگوید که مانند یک گل خشک، عشق وی نیز دچار زوال شده است. او از فراق و غم ناشی از عشق میگوید و اینکه چگونه زیباییهای دنیا به یغما رفتهاند. همچنین، به تضاد بین روز و شب و حالتهای پنهان و آشکار در زندگی اشاره میکند، و در نهایت به اینکه دلش به زیبایی معشوق وابسته شده و این وابستگی او را به دام عشق کشانده است.整体اً، شعر بازتابی از عواطف عشق و زیبایی و همچنین غم و فراق است.