نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شب که آمد مست آن مه توبه کاران را چه شد؟

من اگر مردم بگو شب زنده داران را چه شد؟

چون برون آمد نه دل بگذاشت نی عقل و نه دین

گر به رندان زد بلا پرهیزکاران را چه شد؟

مردم از مخموری و جام شرابم کس نداد

زاهد ار معذور باشد میگساران را چه شد؟

ظلمت هجرم عجب تیرست در دشت فراق

لمعه های برق وصل کوهساران را چه شد؟

یک گل خندان که امسالم ز باغ دل نروست

گریه بر حالم نکرد ابر بهاران را چه شد؟

شعله ای نفتاد در دلهای ما افسردگان

صیحه مستی رسان هوشیاران را چه شد؟

فانیا از جور یاران زمان غمگین مباش

یار خود کی بودت ار گویی که یاران را چه شد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از حافظ، به احساسات و تردیدهای انسان در برابر عشق، هجران و مشکلات می‌پردازد. شاعر با بیان اینکه در شب غمبار، حال و روز توبه‌کاران چه می‌شود، به ویرانی دل و عقل اشاره می‌کند. او از وضعیت خود در دنیای شراب و مخمور بودن سخن می‌گوید و به بی‌توجهی زاهدان اشاره می‌کند. همچنین، به دشواری‌های جدایی و دردی که از آن ناشی می‌شود می‌پردازد و از غم و افسردگی‌ای که از فقدان یاران به وجود آمده، می‌نالد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که باید از غم یاران ننگرید چرا که زمان فانی است و یاران واقعی همیشگی نیستند.