نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سوی میخانه به رندان خبرم باز آید

گر سوی خانه مه نوسفرم باز آید

آن جگر گوشه اگر باز نیاید چه عجب

بارها گر سوی چشم از جگرم باز آید

پرتو مهر فتد بر سرم و سایه سرو

اگر آن نخل خرامان به سرم بار آید

وارهاند ز خمارم به در دیر اگر

می به کف مغبچه عشوه گرم باز آید

محتسب آمد و در صومعه مستم دانست

رخت در دیر مغان گر نبرم باز آید

من که در چشم کشم خاک خرابات فنا

نقد کونین کجا در نظرم باز آید؟

به غضب گر بشد آن مه ز برت ای فانی

باد باقی اگر از راه کرم باز آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالتی عاطفی و ملایم پرداخته است. شاعر از دو سو صحبت می‌کند: یکی زندگی در میخانه و دیگری زندگی در خانه. او به عشق و صمیمیت اشاره می‌کند و از دوری معشوق ابراز ناامیدی می‌کند، زیرا هر بار امید او برای دیدن معشوق به یأس تبدیل می‌شود. احساس خمار و مستی حضوری در شعر دارد و به همین خاطر از محتسب (پاسبان اخلاقی) و قضاوت‌های او می‌گوید. شاعر به تناقضات عشق و مهر نیز اشاره دارد و تأکید می‌کند که در هیچکدام از این شرایط، ارزش وجود عشق و معنای آن کم نمی‌شود. در نهایت، او به گذر زمان و ناپایداری زندگی اشاره می‌کند و اینکه در صورت دوری معشوق، همچنان عشق باقی می‌ماند.