شمارهٔ ۱۸۸ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از شهد نگویم لب آن سیمبر آلود
از شیره جانست که گلبرگ تر آلود
از خون دلم بود رخ آلوده مژگان
چون خواستم از اشک بشویم بتر آلود
از هجر لبت خون که همی رفت ز چشمم
زان زخم همی آیدم این دم جگر آلود
شب سجده کنان بوده ام اندر سر کویش
بینند سحر سربسر آن خاک زر آلود
هر جرعه که زد نوع دگر گشت مرا زانک
هر بار لب از باده بنوعی دگر آلود
زاهد به صمد سجده نکرد و به صنم کرد
در دیر به می خرقه زهدش مگر آلود
فانی طرف دشت فنا لاله ستانیست
کان دشت ز خون دل ما سربسر آلود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و درد فراق صحبت میکند. او با زبان تصاویری زیبا و مفهوم عشق، احساسات خود را بیان میکند. از شهد و زیبایی معشوق یاد میکند که به جنبههای تلخ و غمانگیز تبدیل شدهاند. هر بار که از عشق و اشک خود سخن میگوید، تأثیری عمیق و دردناک بر او دارد. زاهد نیز در پی سرگرمی و زهد است اما در حقیقت در دام عشق و شراب افتاده است. در نهایت، شاعر به وفور درد و رنج قلبی اشاره میکند که در اثر عشق و فراق به وجود آمده است.