نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد

سفال میکده بر کف به جای جام جم گیرد

چو ساقی از پی ساغر گزک هم لب بلب بخشد

من دیوانه میخواهم که ساغر دم به دم گیرد

شود چون عاشق و می نوشد از من خوارتر بینی

کسی کو در حریم زهد خود را محترم گیرد

چو دارم سیم و زر مجموع حق میفروش است آن

و گر آن صرف شد باید گرو را خرقه هم گیرد

نباشد در عجم واندر عرب چون ماه من شاهی

که چون ماه عرب طالع شود ملک عجم گیرد

بدان ماند که یوسف را به سیم قلب سازد بیع

کسی کاو گوهر معنی دهد و آنگه درم گیرد

چو فانی هر که خواهد دولت باقی مگر آنکس

وجود خویش کرده مرتفع راه عدم گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت بردن از زندگی و دوری از غم و غصه است. شاعر به رندی اشاره می‌کند که به جای غم، از شراب و خوشی‌های دنیا لذت می‌برد. او از ساقی می‌خواهد که همچنان شراب به او بدهد و می‌گوید کسانی که در زهد و خودپسندی خود را محترم می‌دارند، در واقع کم‌تر از او هستند. همچنین، شاعر به ارزش‌ها و ثروت‌های دنیوی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی ثروتی دارد، باید آن را در راه حق خرج کند. در نهایت، او بر این باور است که کسی می‌تواند به راحتی به خوشبختی نائل آید که از دنیا و خودگذشتگی فاصله بگیرد.