نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو با صد حسرتش از دور بینم

چه راه آنکه با آن مه نشینم

ز اشکم آستانش نیز تر شد

چو آب او گذشت از آستینم

براند تندباد قهرش از خشم

اگر چون گرد بر کویش نشینم

پی یک دیدنش وانگاه مردن

شده عمری که هر سو در کمینم

نیازم صد هزار و هر یکی را

فزون زان ناز به آن نازنینم

به امیدی که شاید پا رساند

به راهش سده شد عمری جبینم

چه سازی منع فانی زاهد از عشق

تو در قسمت چنان و من چنینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوری و حسرتی که به معشوقش دارد سخن می‌گوید. او longing می‌کند که چطور می‌تواند در کنار معشوقش باشد و به شدت تحت تاثیر احساساتش قرار گرفته است. اشک‌هایش به آستان معشوق می‌ریزد و نشان‌دهنده‌ی درد و رنج اوست. او در عشق خود به قدری عمیق است که همه جا در انتظار دیدن معشوقش به سر می‌برد و عمرش را بر سر این انتظار می‌گذارد. شاعر به شدت درگیر احساس نیاز و longing به معشوق است و می‌داند که ممکن است این عشق عاقبت خوبی نداشته باشد. در نهایت، او از وضعیت ناهماهنگ خود و محبوبش سخن می‌گوید و به نوعی درگیری درونی را به تصویر می‌کشد.