شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
باشد از شمع رخت آن خانه را روشن کنم
گر توان کردن می گلرنگ در کوی تو نوش
خار در چشمم اگر یاد گل و گلشن کنم
دشمن جان خودم کز تو به لاف دوستی
دوستان خویش را با خویشتن دشمن کنم
بنده آزادگانم زان سبب در باغ دهر
طوف پای سرو میل قامت سوسن کنم
ساقیا می ده زمانی تا کشم لحن نشاط
تا بکی از محنت اهل زمان شیون کنم
زهد عجب افزود این دم کز پی کسب فنا
می پرستی پیشه سازم عشق بازی فن کنم
فانیا از لاف مردی به بود افتادگی
چاره این لاف از یک جام مردافکن کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و اندوه شاعر است که در تلاش است تا با یاد عشق و زیبایی، تاریکیهای خود را روشن کند. او به نوشیدن میپردازد تا از محنتهای زندگی رها شود و به شادی و نشاط دست یابد. شاعر به تضاد بین عشق و زهد اشاره میکند و در نهایت به آزادگی و حقیقت زندگی اشاره دارد. او به این میاندیشد که شاید تنها راه رهایی از غم، نوشیدن و غرق شدن در عشق و لذتهای زندگی باشد.