شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوم امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از باده تبرا چه کنم چون نتوانم
اندیشه تقوا چه کنم چون نتوانم
ز آشفتگی باده و درماندگی عشق
با این دل شیدا چه کنم چون نتوانم
مخمورم اگر کوثرم آری که بنوشش
جز ساغر صهبا چه کنم چون نتوانم
چون بینمش از حال روم وه که غم دل
در پیش وی افشا چه کنم چون نتوانم
دادن سر مویت که ستاند همه کونین
این بیهده سودا چه کنم چون نتوانم
آن مه شد و بی طاقتم این جان حزین را
در هجر شکیبا چه کنم چون نتوانم
فانی بره عشق نظر بر رخ خوبان
جز آن رخ زیبا چه کنم چون نتوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس ناتوانی خود در برابر عشق و تمایلاتش سخن میگوید. او نمیتواند از باده (شراب) که نشانهای از عشق و شور است دوری کند و همچنین نمیتواند تقوای دینی را در خود تقویت نماید. دل او در پی عشق آشفته و شیدا است و نمیداند با این حال چه کند. او از غم دل و افشای رازهایش در برابر معشوق نگران است و به این میاندیشد که نمیتواند از عشق خود دست بردارد. در نهایت، او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که تنها به آن چهره زیبا میتواند نگاه کند و نمیتواند خواستهای جز آن داشته باشد. این شعر بیانگر تضاد بین عشق و ناتوانی انسان در کنترل احساساتش است.