شمارهٔ ۲۵ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در جام جم بریز شراب مغانه را
در وی نگر حقیقت این کار خانه را
ای پیر دیر اهل خرابات محرمند
زین راز نکته گوی و رها کن بهانه را
بی اعتدالی ار کنم از شور این حدیث
در حلق من بریز می بیخودانه را
کآن می زمان زمان برد از لوح خاطرم
عیش زمانه را و جفای زمانه را
مردن به وصل بایدم ای خضر منکرم
آب حیات و زندگی جاودانه را
بنگر به سقف میکده عکس فروغ می
گر ز آتش کلیم ندیدی زبانه را
فانی چو نیست لایق این بزم ای رقیب
باری بمان که بوسه زند آستانه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل از حافظ به توصیف لذتها و شادیهای دنیوی و نوشیدن شراب میپردازد. شاعر از پیر مغان میخواهد تا او را از رازهای این خوشیها آگاه کند و بهانهها را کنار بگذارد. او در عین حال به شور و شوق خود اشاره میکند و میگوید که نوشیدن شراب او را از غم و جفای زمانه دور میکند. همچنین به دوستی و وصل با حقیقت زندگی اشاره دارد و به بینهایت بودن زندگی جاودانه اشاره میکند. در پایان، شاعر خاطرنشان میکند که اگر کسی لایق بزم نیست، باید تنها بماند و به عشق و زیباییها بپردازد.