نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب

بهر سیراب شدن سبزه خط رسته به آن لب

طفل مکتب شده پیر خرد اندر ره عشق

شوخ من جلوه کنان چونکه خرامد سوی مکتب

سر ما را چه ره آنکه بفتراک ببندی

همچو گوی این شرفش بس که رسد برسم مرکب

کی به نعل سم رخشت مه نو هست بر ابر

کین ز سیم است و وی از چهره عشاق مذهب

ای اجل رنجه شو اکنون که ز بیماری هجران

بهر خان دادنم آمد همه اسباب مرتب

فانیا مطلب تو درد فنا شد چه در آیی

جز می صافی روشن ز کف مغبچه مطلب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر به تصویر کشیدن چشمه‌ای از زندگی، و سپس به زیبایی‌های طبیعت و جاذبه‌های مکتب عشق اشاره می‌کند. او از سیراب شدن سبزه‌ها به لطافت و زیبایی لب‌ها سخن می‌گوید و شخصیت‌های مختلفی را در نقش‌های گوناگون مطرح می‌کند. مضمون اصلی شعر، تأکید بر عشق و زیبایی‌های آن است و به صراحت از رنج‌های دوری و هجران یاد می‌کند، در عین حال به فراوانی نعمات و خوشی‌ها اشاره دارد. شاعر از گذر زمان و فنا نیز سخن می‌گوید و از می و محبت به عنوان راهی برای فرار از دردهای زندگی یاد می‌کند.