نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۴ - تتبع مخدوم امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ساقی حیات بخشد چون باد نوبهاران

چون ابر رخت هستی کش سوی کوهساران

خاطر سخن شنو کن دفتر به می گرو کن

در طور فقر نو کن آئین کامکاران

باد از مسیح دم زد لاله به که علم زد

خوش باد کو قدم زد آنسو به خیل یاران

می کن به می پرستی دیوانگی و مستی

کو شو ز رنگ هستی شرمنده هوشیاران

ز هاد را نشانه در محنت زمانه

از باده مغانه خوش وقت میگساران

بودم به روز خرم وز روزگار بی غم

کو ای رفیق همدم آن روز و روزگاران

فانی بود به شیون کز دور چرخ پر فن

هم دوست گشت دشمن هم جمله دوستداران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و سرزندگی بهار اشاره می‌کند و زندگی را به باد نوبهاران تشبیه می‌کند که جان می‌دهد. او از مفهوم فقر و شادی سخن می‌گوید و دعوت می‌کند تا با نوشیدن می، از مشکلات و غم‌های زندگی رهایی یابیم. شاعر به لاله‌ها و دوستان اشاره می‌کند و به دیوانگی عشق و مستی می‌پردازد. در نهایت، به گذر زمان و تغییر روابط انسان‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دوستانی که زمانی نزدیک بودند، اکنون دشمن شده‌اند. شعر به نوعی دعوت به زندگی آزاد و بدون قید و شرط است.