شمارهٔ ۲۵۶ - در طور مخدوم امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
من هلاک از هجر و آن مه دلستان دیگران
زنده بودن کی توان ممکن به جان دیگران
حال خود را کی بود خود عرضه دارم زان که هست
اعتمادم بیش بر شرح و بیان دیگران
باشدم صد گونه تهمت وه که رنجورند خلق
از زبان خویشتن من از زبان دیگران
آزمون دیگران را تیغ بیدادم زنی
دیگر سوزی ز بهر امتحان دیگران
دیگران مقبول و من مردود کز قسم ازل
محنت آمد زان من عشرت ازان دیگران
دیگران را وصل و من جویای قد و عارضش
عشق سرو و گلم از بوستان دیگران
کام جان یابد ز وصلت دیگران فانی نکوست
گر برون آیی پی قتل از میان دیگران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر رنج و عذابی است که شخص از دوری و جدایی معشوق خود احساس میکند. او احساس میکند که در این دنیا تنهاست و نمیتواند به زندگی خود ادامه دهد چرا که عشقش به دیگری تعلق دارد. شاعر به تهمتها و قضاوتهای دیگران اشاره میکند و نشان میدهد که تنهایی و غم او از مقبولیت دیگران بیشتر میشود. در حالی که دیگران به وصال محبوب میرسند، او همچنان در جستجوی عشق و زیبایی است، اما مورد بیتوجهی و کممحلی قرار گرفته است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زندگی با درد و عذاب او برای دیگران خوشایند نیست و موضع خود را در این باره تلخ میبیند.