شمارهٔ ۲۵۸ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن
ایمان فدای مغبچه می فروش کن
دارم سخن به گوش تو پنهان ز مدعی
های ای جوان نصیحت این پیر گوش کن
در خلوت وصال برابر بنوش می
تا کس سخن برون نبرد ترک هوش کن
در گفتگوی عشق زبان دگر بود
زاهد تو این ترانه ندانی خموش کن
چون قول پیر دیر به عیشت دلالت است
ای خواجه استماع نداری خموش کن
عکس تو ساقیا به رخت لاف زد ز حسن
منکر شود بگیر می و رو بروش کن
ای مغبچه گشا رخ و فانی صفت به دیر
عریان ز ستر هوش دوصد خرقه پوش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جوانی توصیه میکند که به میخانه برود و از شراب لذت ببرد. او به اهمیت عشق و دوری از قضاوت زاهدان تأکید دارد و میگوید که در این دنیای عشق، زبان و احساسات تغییر میکند. او همچنین به جوان میگوید که از سخنان دیگران گوش بگیرد و در خلوت وصال، خود را وارد لذت و شادی کند. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که خود را نشان دهد و از بیخود بودن در عشق لذت ببرد.