نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هست الف گفتیم آن بالا برید از ما سخن

پیش آن بدخوی نتوان گفت الف بالا سخن

یک سخن گوید ز وصلم با هزاران انتظار

گرچه ناید زو در آئین وصال الا سخن

مرده بودم یک سخن گفتی و جانم تازه شد

کی مسیحا اینچنین گفته‌ست روح افزا سخن

خوش نمی آید سخن از کس به گوشم در خمار

ساقیا دیگر مگو در گردش صهبا سخن

در سخن معنی و در معنی سخن گفتن خموش

پیش رندان تا به کی اظهار معنی در سخن

فانیا تنها به خلوت یک سخن دارم که یار

زانکه چون خلوت شود نبود مرا تنها سخن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر درباره عشق و وصال می‌پردازد. شاعر می‌گوید که نمی‌تواند با کسی که بدخلق است صحبت کند و در انتظار وصال است. او بیان می‌کند که یک کلمه از معشوقش جانش را تازه کرده و اعتقاد دارد که سخن حقیقی دارای معنای عمیق است. شاعر در حالتی از خمار، از گفتگو بیزار است و نمی‌خواهد از دیگران چیزی بشنود. او تنها در خلوت، یک سخن با یار دارد و وقتی در خلوت است، احساس تنهایی نمی‌کند، زیرا آن یک کلمه برایش کافی است. در نهایت، این شعر نشان‌دهنده عشق، انتظار و اهمیت معنای عمیق در گفتگو است.