شمارهٔ ۲۵۳ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ز آتش عشق تو چون خاک شود منزل من
علم قبر بود شعله دود دل من
رنگ از خون دل و آب ز پیکان تو یافت
غنچه های غم و محنت که دمد از گل من
تیغ بر غیر زنی تا شوم از غصه هلاک
روح بخش دگران میشوی و قاتل من
مشکل من دهن تست پی دشنامم
تا دهن وا نکنی حل نشود مشکل من
بهر می ساکن میخانه شدم بوده مگر
از می و خاک در میکده آب و گل من
کرده سر خیل خرابات مرا پیر مغان
که شد آن مغبچه مست مه محفل من
تا به فکر دهنش کم شدم ای فانی نیست
یک قدم بیش سوی ملک فنا منزل من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از آتش عشق صحبت میکند که منزل او را خاکستر میکند و میگوید که شعلههای دلش به خاطر غم و محنتی است که از عشق به وجود آمده است. او به مفاهیم مختلفی از جمله سرزنش و دشنام اشاره میکند و از دستان محبوبش طلب یاری دارد. همچنین بیان میکند که برای رسیدن به میخانه و نوشیدن شراب، بیوقفه در جستجوی آرامش است و در نهایت به سرنوشت فانی انسان اشاره میکند، به این معنا که همه چیز در نهایت به فنا میرسد. به طور کلی، شعر جوهر عشق و درد را به خوبی به تصویر میکشد.