شمارهٔ ۲۶ - تتبع مولانا شاهی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شبنم که هوا ریخت به گلها و سمنها
شد آبله عارض اطفال چمنها
گلهای چمن گر نه شهیدان فراقند
چون لاله چرا غرقه به خونند کفنها؟
در تاب اگر نیست ازان جعد دلآویز
در طره سنبل ز چه افتاده شکنها
در فصل چنین باده و یاری به کف آور
خوردن نتوان جام چو در میکده تنها
چون جانب آن بت نشتابم که زر ناب
در گردن جان بهر کسش گشته رسنها
در سر حقیقت به سخن راه نباشد
جایی نرسد ار چه بسی رفت سخنها
فانی بره فقر درا نکته مگر بیش
گر مرد رهی بیش میار این همه فنها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیبایی و غم گلها و طبیعت میپردازد. شبنم بر روی گلها نشسته و این حالت به نماد درد و جدایی در عشق تبدیل شده است. گلهای چمن به نوعی به شهیدان فراق تشبیه میشوند و به غم و اندوه خود اشاره دارند. شاعر درباره زیبایی ظاهری گلها و همچنین عمق احساساتی که در پشت آنها نهفته است صحبت میکند. او به باده و یاری در دنیای عشق اشاره دارد و بیان میکند که نمیتواند در تنهایی از زندگی لذت ببرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت حقیقت و شناخت در زندگی تأکید میکند و اشاره میکند که نباید به ظواهر و فنون بیمورد اهمیت داد.