نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بعد عمری کافکند گردون به کوی او مرا

سیل اشک شادمانی هی برد زان کو مرا

گاه چشم آید گران در کفه عشقم ز غم

کوه فرهادش اگر یک سو نهی یک سو مرا

رو به راهت بس که سودم هردو خونین گشت و ریش

وه که سویت آمدن را نیست راه رو مرا

بوی مشکین طره‌ات تا در دماغ من رسید

گه کند بی‌حال و گه آرد به حال آن بو مرا

بس که آن بدخوی تیغ بی‌دریغم راند ساخت

زین رعایت‌های مفرط همچو خود بدخو مرا

من که غرق می‌شدم ز اقبال پیر میکده

محتسب این دم کجا یابد به جست‌وجو مرا

فانیا نابودم اندر یار و باشد جای شکر

کز غم و شادی مبرّا ساخت عشق او مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را درباره عشق و دلتنگی بیان می‌کند. او بعد از سال‌ها دوباره به یاد معشوق خود می‌افتد و اشک شادمانی‌اش جاری می‌شود. گاهی اوقات غم و شادی به هم آ می‌آیند و او را در حسی متناقض قرار می‌دهند. عشق او چنان عمیق است که حتی راهی برای رسیدن به معشوق نمی‌بیند. یاد کردن از معشوق با بوی خوش طره‌اش او را سرگشته کرده و حسی دوگانه از خوشحالی و اندوه به او می‌دهد. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق باید سپاسگزاری شود، چرا که او را از غم و شادی‌های دنیوی آزاد کرده است.