نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرگران گشتم ازان نرگس خواب‌آلوده

جگرم خون شد ازان لعل شراب‌آلوده

لبش آلوده به می گشت و حیاتم بخشید

جوهر جان که به یاقوت مذاب آلوده

گفتمش کوی تو آلود ز اشکم گفتا

بد نباشد چمن از اشک سحاب آلوده

سرخ شد چشم تو از خون دل سوزانم

همچو مستی که به خوناب کباب آلوده

زاب ابریق ریای تو نشویم ای شیخ

خرقه خود که شد از باده ناب آلوده

گو برای پیر مغان مست خرابم از دیر

ز اشک خونم چو شد این دیر خراب آلوده

بنده پیر مغانم که ز بحر کرمش

شسته شد جرم و نگردید به آب آلوده

دفتر خون دلم هرکه بخواند گردد

زآب چشمش همه اوراق کتاب آلوده

فانیا راه روانست که در دشت فنا

میرد ار تشنه نگردد به سراب آلوده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و درد دل می‌گوید. او از خواب آلودگی نرگس محبوب و تأثیر عمیق شراب بر روحش سخن می‌گوید. لب محبوبش به می آغشته و جانش را زنده کرده است. شاعر به جایگاه عشق و اشک‌هایش اشاره می‌کند که همچون باران بر چمن می‌بارد و زیبایی آن را بیشتر می‌کند. او چشم خود را که به خاطر درد و سوزش دلش سرخ شده توصیف می‌کند و از گرفتار شدنش در شراب و مستی صحبت می‌کند. شاعر خود را بنده‌ای از پیر مغان می‌داند و می‌گوید که در این مسیر، با اشک و دردش، جریانی از عشق و فنا را تجربه کرده است. در نهایت، یادآوری می‌کند که در زندگی فانی، اگر کسی تشنه عشق باشد، باید به سراب‌ها توجه نکند.