شمارهٔ ۲۹ - تتبع میر سهیلی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل کز غمت آرام نباشد برم او را
تا چند بکویت برم و آورم او را
زاغی که کند گاه جنون میل نشستن
بر فرق بود طعمه ز زخم سرم او را
خواهم که گرانی برم از کوی تو گرچه
از سایه گران تر نبود پیکرم او را
شد لیلی و مجنون ز میان چون نه پسندم
در عشق من اینرا به صفا دلبرم او را
نبود حد آنم که کنم دعوی پابوس
اینم نه بس ای عشق که خاک درم او را
جسم تو خسم شد بسرا پرده آن گل
ای باده نرانی ز حریم حرم او را
آمد ز پی درد سفالم سگ او لیک
دیوانه کند نگهتی از ساغرم او را
گر شیخ ریایی شمرد دانه تسبیح
من بین که چو فانی به جوی نشمرم او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی شاعر برای معشوق است. شاعر به طور تمثیلی از پرندگان و سایر عناصر طبیعی استفاده کرده تا نشان دهد که دلش مدام به یاد معشوق است و نمیتواند آرام بگیرد. او از تلاشهایش برای رسیدن به معشوق میگوید و اینکه حتی اگر فرصتی برای دیدار معشوق نباشد، عشقش او را رها نمیکند. همچنین شاعر به تفاوتهای عشق حقیقی و مجازی اشاره کرده و درباره وابستگی عمیق خود به معشوق و آرزوی او صحبت میکند. در نهایت، او به خداوند و عشق به معشوقش به عنوان بالاترین ارزشها اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند جایگزین عشق واقعی او شود.