نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز تب مباد صداعی بدان جوان یارب

که صدقه سرش این پیر ناتوان یارب

ز هجر یارب و افغانم از فلک بگذشت

توام خلاص نمایی ازین فغان یارب

رسید یا رب من شام غم به مجمع دیر

چه باشد از تب من بشنود از آن یارب

ز دیر مغبچه ای مست شد برون سوی شهر

ز اهل زهد بدیر امینش رسان یارب

شدن به کوی ریا شیخ را خوش است مباد

مرا بجز روش کوچه مغان یارب

چو سرکشی است طریق ریا سر فانی

شود به دیر فنا خاک آستان یارب!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دارای مضامین غم و جدایی است. شاعر از درد و رنج خود می‌گوید و از خداوند می‌خواهد که او را از این افکار و فغان رهایی بخشد. او به تب و بیماری اشاره می‌کند و از حال ناتوانی‌اش شکایت دارد. همچنین، به حالاتی از زندگی روحانی و زهد اشاره می‌کند و می‌گوید که خوشی‌ها در نزد مغان و در کوی ریا نیست و او تنها خواهان روشنگری و آرامش است. در نهایت، به فنا و انحطاط در دنیای ریا اشاره می‌کند و تأکید می‌ورزد که جز به آستان عشق حقیقی نرود.