شمارهٔ ۵۱ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای بگه جلوه قامت تو قیامت
آن قد رعنا قیامت است نه قامت
گاه خرامت هزار جان بدر از تن
گر برود گو برو تو باش سلامت
بی تو دمی گر زنم مردن ازان به
گر دم عیسی است هست جای ندامت
نیست غمی از ملامتی که کند شیخ
غم نخورد از ملامت اهل ملامت
روضه خوش است از برای سیر و تماشا
گوشه کویت ولی ز بهر اقامت
عشق چه قابل بود که کشته او را
هست همه جانب قتیل غرامت
فانی اگر ترک نام و ننگ بگیری
به که همه خلق راست ننگ ز نامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذبهی معشوق است و چگونگی تأثیر او بر عاشق میگوید. شاعر به قد و قامت معشوق اشاره میکند و آن را قیامتگونه توصیف میکند. او از دلتنگی و غم جدایی صحبت میکند و میگوید که حتی اگر او بمیرد، این جدایی او را راضی نمیکند. همچنین به این نکته اشاره میکند که عشق میتواند نابود کننده باشد و برای شاعران و عارفان، ملامت دیگران مهم نیست. نهایتاً، شاعر تأکید میکند که حتی اگر فردی از نام و ننگ دست بکشد، باز هم ارزش آن را دارد که به عشق باقی بماند.