شمارهٔ ۴۸ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منم و میکده و مغبچه مست امشب
هر دم از مستی او داده دل از دست امشب
چون پری هر نفس از جلوه مستانه او
کرده چون اهل جنون نعره پیوست امشب
دست چون طره گهی بر ذقنت کرده دراز
که چو گیسو شده زیر قدمش پست امشب
ممکنم نیست خلاصی ز دو زلفش که شدست
دل بهر حلقه ازان سلسله پابست امشب
شمع آن چهره چو پروانه وجودم را سوخت
تا نگویی اثر از هستی من هست امشب
بت ترسا میم از میکده چندان بنمود
که دل شیفته از ننگ خودی رست امشب
هوش تا روز چرا رو ندهد فانی را
این چنین کز کف آن مغبچه شد مست امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این غزل، شاعر به توصیف حال و هوای شب و میکده میپردازد و از مستی و جذابیت معشوقش سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه هر لحظه از شوق و زیبایی معشوقش، احساس جنون و سرمستی میکند. دست معشوق همچون طرهای بلند است که دل شاعر را به بند کشیده و او را از واقعیت دور کرده است. شاعر همچنین به سوزش وجودش بهخاطر زیبایی معشوق و عذاب دلتنگی اشاره میکند و در نهایت از اینکه در این حال چقدر مست شده، ابراز حیرت میکند. در کلیت، این شعر فضایی عاشقانه و مملو از احساسات عمیق را به تصویر میکشد.