شمارهٔ ۸۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است
دواش بحر شراب و سفینه غزل است
می رقیق چو نقد حیات بیمثل است
بت شفیق چو عمر عزیز بیبدل است
به وصل او ندهم راه احتمال ای عشق
اگرچه پیش خرد این فسانه محتمل است
حدیث رند خرابات نیست جز تسلیم
که اهل خانقه است آنکه سربهسر جدل است
رو ای فقیه که باشد فنا نتیجه عشق
ولیک عشق به دل نشئه می ازل است
امید قطع کن ای مرغ دل ز گلشن دهر
که دام طایر قدسی ز دشته امل است
ز قطع راه فنا وصل یافتی فانی
بلی مراد درین راه در خور عمل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهومی عمیق و فلسفی درباره زندگی، عشق و فنا میپردازد. شاعر به تشبیه زندگی به دریایی میپردازد که کشتی عمر در آن با مشکلاتی روبهروست و تنها نوشیدنی رقیق (شراب) و غزل میتواند به آرامش آن کمک کند. او عشق را به عنوان چیزی بیبدیل و عزیز میبیند که باید به آن متعهد بود و از احتمالات دیگر دوری جست. همچنین، در این اشعار اشارهای به تسلیم در مقابل عشق و پرهیز از جدل و نزاع شده است. شاعر به فقیه میگوید که عشق حقیقی فراتر از مفهوم فنا است و در ذات خود مایهی حیات و سرسبزی است. در نهایت، بر اهمیت عمل و مسیر واقعی عشق تأکید میشود و این که امید را باید از موانع دنیوی دور کرد.