نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست

ز ساحتش خس اندوه رفته بر بادست

کتابه در عالیش این رقم کین در

بآنکه از دو جهان رو نتافت نکشادست

ز تاق مرتفعش این صدا رسید به گوش

«بیا که قصر امل سخت سست بنیادست »

به سوی مغبچه رندانش را خطاب که خیز

«بیار باده که بنیاد عمر بر بادست »

سرور نغمه گرش اینکه داد عیش دهید

به نقل و باده که کار زمانه بیدادست

سبو ز غلغل می کرده این ندا که بنوش

قدح که دیر کهن را بسی چو تو یادست

به جلوه ز آئینه جام چهره مقصود

که هست کشته باو چشم هر که افتادست

بدار ساقی ازان جام می که شد عمری

کز اشتیاق ویم کار آه و فریادست

که مست گشته کنم ترک خویش چون فانی

هرانکه مست خراب این چنین شد آبادست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت به شادی و زندگی در مقام میخانه و لذت‌های آن اشاره دارد. گوینده از زیبایی‌های میخانه و تاثیر مثبت آن بر دل و روان صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که زندگی کوتاه است و باید از آن لذت برد. او به ساقی درخواست می‌کند که شراب بیاورد تا از غم و اندوه رهایی یابد و به مستی و شادی بپردازد. شعر به نوعی به ناپایداری دنیا و لزوم بهره‌برداری از لحظات حال، به ویژه از طریق عشق و شادمانی، می‌پردازد و نشان می‌دهد که انسان‌ها باید به زندگی پرشور و خوشحال نزدیک شوند.