نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من و میل الف قامت آن حورسرشت

بر سرم چون که قضا در ازل این حرف نوشت

چشم دارم که دهد پیر مغان از سر خم

چو به رندان لحد زیر سرم باید خشت

مطلب نخل وفا از چه که دهقان قضا

هرگز این تخم عجب در چمن دهر نکشت

منم امروز و می و مغبچه و دیر مغان

شیخ و فردا طلب کوثر و رضوان بهشت

نتوان یافتن از غفلتش اندر مسجد

در حضور طلبش هست چه مسجد چه کنشت

خوب و زشتی تو وابسته به رد است و قبول

آن چو مخفی است چه دانی که که خوبست و که زشت؟

نیک و بد نیست چو در دست کسی باده بیار

فانی ار زشت خصال آمد و گر خوب سرشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره عشق و زندگی می‌پردازد. او به زیبایی و زیبایانی که از دلش می‌گذرد، اشاره می‌کند و می‌گوید که سرنوشت این عشق را از پیش نوشته است. شاعر به لذت‌های دنیوی و شور و شوق روزمره اشاره می‌کند و می‌گوید که در جستجوی معنای واقعی و حقیقت، نمی‌توان تنها در مکان‌های مذهبی مثل مسجد به دنبال آن بود. او به این نکته می‌پردازد که خوب و بد بستگی به دیدگاه و انتخاب دارد و در نهایت، گاهی باید از لذت‌های زندگی گذشت تا به حقیقت رسید.