فرخی سیستانی
زندگینامهٔ فرخی سیستانی
ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیدهسرایان ایرانی میدانند تا جایی که گفتهاند سخن سهل و ممتنع در عربی خاص ابوفراس حمدانی و در فارسی خاص فرخی است. تاریخ فوت او را ۴۲۹ هجری قمری ذکر کردهاند.
آثار فرخی سیستانی
شعرهای فرخی سیستانی
- شمارهٔ ۳۸ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است — ای آنکه همی قصه من پرسی هموار
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین گوید — بخندد همی باغ چون روی دلبر
- شمارهٔ ۴۰ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر فتوحات او گوید — سال و ماه نیک و روز خرم و فرخ بهار
- شمارهٔ ۳۷ - در ذکر شکار جرگه سلطان محمود پس از بازگشت از جنگ — ای ز کار آمده و روی نهاده به شکار
- شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته است — پار آن اثر مشک نبودهست پدیدار
- شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید — فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گوید — ای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار
- شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگ — بهار تازه دمید ای بروی رشک بهار
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودبن ناصر الدین سبکتگین گوید — عشق خوشست ار مساعدت بود از یار
- شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت عید فطر و مدح امیر محمد بن محمود گوید — رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر ابو احمد محمدبن محمود غزنوی — دی ز لشکرگه آمد آن دلبر
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید — ای زینهارخوار بدین روزگار
- شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع — ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر
- شمارهٔ ۴۵ - در عذر لاغری معشوق و توصیف لاغری و مدح امیر محمد بن محمود گوید — دل من لاغر کی دارد شاهد کردار
- شمارهٔ ۴۷ - در مدح میر ابواحمد محمدبن محمود بن ناصر الدین و وصف شکارگاه — چهار چیز گزین بود خسروان را کار
- شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گوید — شهر غزنی نه همانست که من دیدم پار
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید — ای از در دیدار پدید آی و پدید آر
- شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار و مدح ابواحمد محمدبن محمود بن سبکتگین — مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر محمد فرزند سلطان محمود غزنوی گوید — ای سرا پای سرشته ز می و شیر وشکر
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید — ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار
- شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید — شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار
- شمارهٔ ۵۴ - در صفت شکار جرگه میر ابواحمد محمدبن محمود گوید — با من امروز که بوده ست بدین دشت اندر
- شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید — مرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار
- شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود گوید — نبود عاشقی امسال مر مرا در خور