شمارهٔ ۱۰۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
پوشد کفن شعله و خاموش نشیند
بختم شب تاریست که تا صبح قیامت
در ماتم خورشید سیهپوش نشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساسی عمیق نسبت به ملامت و ناامیدی صحبت میکند. او به سینهای که از جوش و خروش خود سرکوب شود و خاموش بماند، بیزار است. همچنین، او به تقدیر تلخی اشاره میکند که تا ابد در ماتم خورشید خواهد ماند و همواره غم و تاریکی را تجربه خواهد کرد.