نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند

ماتمزده حال دل ماتمزده داند

پی برده‌ام از عشق به جایی که ره آنجا

دیوانه پا بر سر عالم زده داند

این ذوق پیاپی که مرا از می عشق است

در بزم بلا جام دمادم زده داند

ز آن طره بر هم زده آشفته‌دلان را

حالی‌ست که آشفته برهم زده داند

کوه غم فرهاد ز من پرس فصیحی

کاندوه دل غمزده را غمزده داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردهای عاشقانه وغمناک شاعر می‌پردازد. شاعر از محبت و عشق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را در مورد معشوق به تصویر می‌کشد. او به وضوح حس می‌کند که این عشق درد و رنجی ابدی به همراه دارد. همچنین اشاره می‌کند که با وجود این آلام، عشق او به معشوق او را به حالت آرامشی خاص می‌رساند. به طور کلی، شعر حالت عاطفی و غمگینی را به نمایش می‌گذارد که در دل عاشق وجود دارد و بیان‌کننده کشمکش‌های درونی اوست.