شمارهٔ ۱۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
ای تیره روز ما و سیه روزگار ما
از تیرهروزگاری ما ره نمیبرد
دست سحر به دامن شبهای تار ما
بر خلق عید خویش مبارک که دهر خواند
تاریخ فوت غصه ز لوح مزار ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حالتی از اندوه و ناامیدی اشاره دارد که بهار و شادابی زندگی به مرگ و زوال تبدیل شده است. شاعر از زمانهای تیره و روزگار سخت سخن میگوید که نه تنها از آن رهایی ندارد، بلکه دست سحر هم نمیتواند او را از شبهای تار و غمانگیز نجات دهد. در این حال، او به عید و جشنهایی اشاره میکند که به نظر نمیرسند برای او شادی و خوشبختی به ارمغان بیاورند، بلکه یادآور غمهایش هستند.