شمارهٔ ۱۸۰ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کو عشق خانهسوز که ما بلهوس نهایم
ما شعلهایم و هم نسب خار و خس نهایم
ما زندهایم زنده به سوز درون خویش
چون آب و خاک زنده به جان نفس نهایم
در بند و دام تا نفسی هست میطپیم
ما مرد زندگانی کنج قفس نهایم
در کاروان شوق حدی نالههای ماست
بیهوده گوی و هرزهدرا چون جرس نهایم
ما زهر قاتلیم فصیحی نه شهد ناب
مرد طپانچه خوردن بال مگس نهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق سوزان و عمیق شاعر است. شاعر به این نکته اشاره میکند که او و همنسلانش، با وجود درد و رنج، زنده و پرحرارت به عشق زندگی میکنند. آنها خود را مانند شعلههای آتش میبینند و از هر گونه ضعف یا سردی دور هستند. به نوعی، شاعر تأکید میکند که آنها در قفس و محدودیتها زندگی نمیکنند و شوق و اشتیاق را در وجود خود دارند. در نهایت، شاعر در مورد قدرت و تأثیر خود در زندگی میگوید و خود را به عنوان زهر مهلک نه شهد شیرین معرفی میکند، نشاندهندهی عمق و تاثیرگذاری احساساتشان.