شمارهٔ ۱۸۷ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
آرایش بتخانه ما بود شکستیم
در ماتم گوش شنوا تار بریدیم
صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم
خاکستر ما شعلهفروش است درین دیر
ما نیش زیان در جگر سود شکستیم
عشقیم که چون پای خموشی بفشردیم
گلبانگ نوا بر لب داود شکستیم
حسن تو گواهست که ما خانه خرابان
بر سنگ ازل شیشه بهبود شکستیم
هر لخت جگر طاقت صد داغ دگر داشت
قفل در رسوایی خود زود شکستیم
رفتیم در آتشکده عشق فصیحی
رنگ رخ صد شعله بیدود شکستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شکستن بتها و آرایههای ظاهری صحبت میکند که نماد نزاكت و ظاهریات دینی هستند. او به ماتم و اندوه اشاره میکند و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که قادر است تمام موانع را از بین ببرد. همچنین، به رابطه عمیق خود با معشوق اشارت میکند و نشان میدهد که چگونه در جستجوی عشق واقعی، از هر نوع رنج و درد عبور کرده و به خودشناسی رسیده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که از دل آتش عشق بیرون آمده و شکوه و زیباییهای بالاتر از دنیای مادی را تجربه کرده است.