نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در خلوت غم چند گهی خام نشستیم

در سینه زخم آمده گمنام نشستیم

دیدیم که ساقی سر رسوایی ما داشت

از شیشه برون آمده در جام نشستیم

دوران سر آشفتگی خاطر ما داشت

آشفته‌تر از زلف دلارام نشستیم

آزادگیی گرد دل غمزده می‌گشت

روزی دو سه اندر قفس و دام نشستیم

رفتیم در آتشکده عشق فصیحی

آخر به مراد دل خودکام نشستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف لحظات غم و اندوه می‌پردازد که در آن به تنهایی و در خلوت نشسته است. او در دل زخم‌هایی را احساس می‌کند و مشاهده می‌کند که ساقی به رسوایی او پرداخته است. شاعر خود را در وضعیت ناآرامی می‌بیند و احساساتش را به زیبایی توصیف می‌کند. با اشاره به آزادی و عشق، او در نهایت به تحقق خواسته‌های دلی خود می‌رسد.