نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن

وز تو کردن گوی سرشان را و چوگان باختن

جان فدای تیغ نازی باد کز روی نیاز

می‌توان صد جانش در راه شهیدان باختن

کفر کو تا پیشش اندازم که بی‌شرمی بود

در ره زلف چنان این نقد ایمان باختن

گو نخست آور براق حسن را در زیر ران

آنکه بازلف تو دارد ذوق چوگان باختن

هر چه غیر دوست باشد سد راه دوستی‌ست

باید اندر داو اول کفر و ایمان باختن

کو مرادی تا به دست آریم ورنه کافریست

در ره این آرزوها گنج حرمان باختن

عشقم استاد شهیدان خواند از آن کاین کشتگان

از من آموزند بی جان هر زمان جان باختن

یاد یوسف را فصیحی در دل ما بار نیست

در حریم کعبه نتوان نرد عصیان باختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به استقبال از شهیدان و جان‌فشانی آن‌ها می‌پردازد و اشاره می‌کند که چگونه از آن‌ها فرمان‌برداری و جان‌فشانی می‌شود. شاعر به زیبایی بیان می‌کند که جان انسان می‌تواند در راه شهیدان فدای تیغ نازک عشق شود. او بر این باور است که هرچه غیر از دوست باشد، مانع دوستی است و باید در مراحل مختلف زندگی، ایمان و کفر را در نظر گرفت. همچنین، عشق و دیانت را با هم ترکیب می‌کند و از شهیدان یاد می‌کند که چگونه آنان معلم جان‌باختن هستند. در نهایت، به این نکته تاکید می‌کند که در حریم مقدس، نمی‌توان به گناه فکر کرد و باید در راه راست حرکت کنیم.