نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر خار کان ز گلشن هجران برآمده

در پای دل شکسته و از جان برآمده

بهر نثار تیغ جفایت مرا چو شمع

هر دم سر دگر ز گریبان برآمده

از بس به ذوق ناوک جور تو خورده‌ایم

گلبانگ نوش ز پیکان برآمده

تو در دلی و دیده پی جستجوی تو

چون طفل اشک بر سر مژگان برآمده

در حیرتند خلق فصیحی ز نعش ما

کاین کشتی شکسته ز طوفان برآمده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و دردناک ناشی از جدایی و بی‌تابی شاعر اشاره دارد. شاعر با تصاویری چون خارهای گلشن هجران و دل شکسته، ابراز می‌کند که از جدایی به شدت رنج می‌برد. او خود را به شمعی می‌بیند که در برابر تیغ‌های جفای معشوقش می‌سوزد و اشاره می‌کند که هر لحظه با درد و غم جدیدی روبه‌روست. در عین حال، به جستجوی معشوق خود در دل و چشمانش می‌پردازد و مانند کودکی که اشک می‌ریزد، دلتنگی‌اش را ابراز می‌کند. همچنین، دیگران از حال او شگفت‌زده‌اند و از وضعیت غم‌انگیز او به عنوان کشتی‌ای شکسته در طوفان یاد می‌کنند. این شعر در کل بیانگر غم و اندوه ناشی از عشق و دوری است.