شمارهٔ ۲۲۲ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
زلف بر خویش میفشان که پریشان نشوی
گر نیابی مزه درد دل افسرده مشو
کوش تا شیفته طره درمان نشوی
ذوق غم دیگر و بازیچه فروشی دگرست
خندهافشان چو گل از چاک گریبان نشوی
کرم تیغ محبت ز شمار افزونست
جان مده تا ز گل زخم گلستان نشوی
دیدن کعبه فصیحی اگرت مقصودست
همره قافله خانهپرستان نشوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیننده هشدار میدهد که از تماشای خود در آینه پرهیز کند تا دچار حیرت نشود. همچنین توصیه میکند که از پریشانی و پراکندگی زلف خود دوری کند. اگر درد دل نداشته باشد، نباید افسرده شود و باید تلاش کند تا دلش شیفته زیبایی و طراوت نشود. شاعر بیان میکند که غم و بازی با احساسات متفاوتند و باید مانند گل خندید و از غم دوری کرد. او همچنین به افزایش محبت و عشق اشاره میکند و میگوید که نباید جان خود را فدای آسیبهایی کند که از عشق حاصل میشود. در نهایت، اگر هدفش رسیدن به کعبه و حقیقت سخن است، نباید به تنهایی و بدون همراهی با دیگران به این هدف برسد.